آیا زیارت ناحیه زیارتی معتبر است؟؟

آیا زیارت ناحیه زیارتی معتبر است؟؟
پاسخ کارشناس : 

بررسى زيارت ناحيه مقدسه

زيارت ناحيه مقدسه يكى از زيارات مشهور امام حسين علیه السلام است. اين زيارت در روز عاشورا و غير آن خوانده می‌شود و به اصطلاح، از زيارات مطلقه است. اين زيارت، صحنه كربلا و حادثه بزرگ عاشورا را به زيباترين وجه در مقابل چشمان اشكبار و قلب داغدار شخص زائر مجسم می‌نمايد و او را در متن واقعه عاشورا قرار مى‌دهد و آنگاه كه سراسر وجود انسان را سرشار از عشق و معرفت كرد، جانش را با تولّى و تبرى مأنوس مى‌سازد و سلام بر حسين و يارانش، و بيزارى از يزيد و يزيديان تاريخ را ورد قلب و زبانش مى‌نمايد.

اين زيارت با سلام بر پيامبران الهى و اولياى دين، ائمه اطهارعلیهم السلام آغاز مى‌شود سپس، با سلام بر امام حسين علیه السلام و ياران با وفايش ادامه مىيابد. پس از آن، به شرح كامل اوصاف و كردار امام حسين علیه السلام  پيش از قيام، زمينه‌هاى قيام حضرت، شرح شهادت و مصايب آن حضرت، و عزادار شدن تمام عالم و موجودات زمينى و آسمانى مى‌پردازد. در پايان، با توسل به ساحت مقدس ائمه اطهار و دعا در پيشگاه خداوند متعال، پايان مى‌پذيرد.

مصادر زيارت ناحيه مقدسه

اين زيارت در كتب متقدمان و علماى شيعه از زمانهاى دور تاكنون، ثبت و ضبط شده است.

1 - نخستين كسى كه از اين زيارت در كتاب خويش نام برده، شيخ مفيد (متوفی413ه ق) است كه آن را در كتاب مزار خويش جزء اعمال روز عاشورا ثبت كرده است. علامه مجلسى مى نويسد:

«قال الشيخ المفيد - قدس الله روحه - فى كتاب المزار ماهذا لفظه: زيارة أخرى فى يوم عاشورا برواية اخرى، إذا أردت زيارته بها فى هذا اليوم فقف عليه علیه السلام و قل: السلام على صفوة اللَّه...[1]»

2 - پس از مفيد، شاگردش سيدمرتضى علم الهدى (متوفی436 ه ق)، از آن در كتاب مصباح الزائر خويش يا (المصباح)[2] ياد كرد. سيدبن طاووس در مصباح الزائر مى نويسد:

«زيارة ثانية بألفاظ شافية يزار بها الحسين – صلوات اللَّه عليه – زار بها المرتضى علم الهدى - رضوان الله عليه - قال: فإذا أردت الخروج فقل: أللّهمّ إليك توجهت.... ثم تدخل القبة الشريفة و تقف على القبر الشريف و قل: السلام على آدم صفوة الله...»[3]

3 - علامه مجلسى هم در نقل اين زيارت، به كتاب سيد مرتضى(ره) اشاره كرده است.[4]

ابن المشهدى (متوفی 595 ق)، شاگرد شاذان بن جبريل قمى، عبد الله بن جعفر دوريستى و ورام بن ابى فراس، و استاد ابن نماء حلّى و فخار بن معد حائرى است. ابن المشهدى درباره زيارت ناحيه در كتاب المزار الكبير، مى‌نويسد:

«زيارة أخرى فى يوم عاشورا لأبى عبدالله الحسين ممّا خرج من الناحية إلى أحد الأبواب. قال: تقف عليه و تقول: السلام على آدم صفوةالله...[5]»

بحثی پیرامون شخصیت ابن مشهدی و کتاب ایشان

علمای بزرگی این عالم فاضل را توثیق و کتابش را تایید کرده‌اند:

- شهید اول (متوفی 786 ه ق): «الشيخ الامام السعيد».[6]

- علامه مجلسی: «کتاب المزار الکبير يعلم من کيفية اسناده انه کتاب معتبر وقد اخذ منه السيدان ابنا طاووس کثيرا من الاخبار والروايات».[7]

- شیخ حر عاملی: «کان فاضلا محدثا صدوقا».[8]

- محدث نوری: «الشيخ الجليل المتبحر مولف المزار المشهور ... الذی اعتمد عليه اصحابنا الابرار[9]».

- آقا بزرگ تهرانی: عالم جلیل واسع الروایه [10]

- آیت الله وحید خراسانی«حفظه الله»: «اعتمادنا علی المزار المشهدی نتيجة لاعتمادالسيد عبد الکريم (ابن طاووس) و ولده عليه».[11]

4 - چهارمين عالم شيعه كه به نقل آن پرداخته، سيدبن طاووس، رضى الدين على بن موسى بن طاووس حسنى بغدادى (متوفی664 ق)، است كه اين زيارت را در مصباح الزائر نقل كرد.[12]

بعد از این کتابها که مربوط به قدماء بود زيارت ناحيه در كتابهاى حديثى و مزار متأخران نقل گرديد، و ترجمه‌ها و شرحهاى متعدد بر آن نگاشته شد. در اين باره، مى‌توان به كتابهاى ذيل اشاره كرد: 1. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 98، ص 317 و تحفة الزائر، ص333، زيارت چهارم امام حسين علیه السلام 2. محدث نورى، مستدرك الوسائل، ج10، ص335؛ 3. فیض كاشانى، الصحيفة المهديه، ص203؛ 4. محدث قمى، نفس المهموم، ص233 ؛ 5. آیت الله سید هادی ميلانى، قادتنا كيف نعرفهم، ج6، ص115؛ 6. آيت الله بروجردى، جامع أحاديث الشيعه، ج15، ص405؛ 7. سيد محمود، دِه سرخى، رمزالمصيبة، ج3، ص10. پس اين زيارت، سابقه‌اى هزار ساله دارد، و در كتابها و گفتارهاى عالمان شيعه مشهور بوده است.

صدور زيارت ناحيه:

اصل صدور زيارت ناحيه از سوى امام معصوم علیه السلام در كتب قدما پذيرفته شده بود. علماى بزرگ شيعه آن را به عنوان يك زيارت مأثور و حديث مشهور، در كتابهاى خويش ذكر كرده‌اند. شيخ مفيد (م.413ق) در مزار خود، مى‌نويسد:

«زيارة أخرى فى يوم عاشورا برواية اخرى». از این جمله معلوم مى‌شود كه اين روايت، مروى بوده و از جمله احاديث صادره از معصوم به شمار مى‌رفته است.[13] سيد مرتضى (م.436 ق) به هنگام زيارت امام حسين علیه السلام نخست اين زيارت را مى‌خواند و سپس زيارت ديگر را قرائت مى‌كرد. سيدبن طاووس در مصباح الزائر مى‌نويسد: «زاربها المرتضى علم الهدى - رضوان الله عليه.»[14] و هم، در نسخه خطى كتاب المزار - از نويسنده‌اى كهن و نامعلوم، كه نسخه آن به شماره 426 در كتابخانه آيت الله مرعشى قم موجود است - نوشته شده است:

«زيارة أخرى تختص بالحسين - صلوات الله عليه - و هى مروية بأسانيد مختلفة و هى أوّل زيارة زاربها المرتضى علم الهدى - رضوان الله عليه.[15]

معلوم است كه تا زيارتى مروى از امام معصوم علیه السلام نبوده باشد، فقيهى بزرگ و عالمى سترگ مانند سيد مرتضى، آن را بر زيارات ديگر - مانند زيارت عاشورا - مقدم نمى‌داشته و نمى‌خوانده است.[16]ابن المشهدى (م.595ق) هم صريحاً مى‌نويسد: «زيارة أخرى فى يوم عاشورا لأبى عبدالله الحسين ممّا خرج من الناحية إلى أحد الابواب».[17] از اين جمله، به صراحت روشن مى‌شود كه زيارت ناحيه، از سوى امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف صادر گرديده و به يكى از نواب خاصه و ابواب اربعه داده شده است. پس از آن، از طريق راويان بعدى به دست شيخ مفيد رسيده و از ايشان به سيد مرتضى و راويان پس از وى، منتقل شده است. از همين رو، اسناد اين زيارت به امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف در كتب متأخران، بدون هيچ شك و شبهه‌اى بوده است.

محدث قمى در نفس المهموم مى‌نويسد: فكان كما وصفه ابنه الإمام المهدى.[18]

آيت الله سيدمحمد هادى ميلانى هم مى‌نويسد:

«ونجد فى زيارة الامام المهدى علیه السلام وصفاً دقيقاً لما جرى على جده الحسين علیه السلام»[19]

در كتاب حماسه حسينى شهيد مطهرى هم بخش‌هايى از اين زيارت نقل شده است.[20]

اسناد زيارت ناحيه

اين زيارت سند دارد؛ به طورى كه با اسناد محكم، به شيخ مفيد، سيد مرتضى و ابن المشهدى مى‌رسد. احتمالاً با سند در كتاب مزار شيخ مفيد و مصباح سيد مرتضى روايت شده، اما با فقدان اين دو كتاب، و حذف اسناد زيارات در مزار ابن المشهدى - به دليل اختصار - سند اين زيارت هم مفقود شده است. خود ابن مشهدى در آغاز كتابش، تصريح مى‌كند كه اين زيارات با سند متصل به من رسيده است. او مى‌نويسد: «فإنّى قد جمعت فى كتابى هذا من فنون الزيارات ... ممّا اتصلت به من ثقات الرواة إلى السادات.»[21] اما ابن المشهدى براى اختصار كتابش و اطمينانى كه به صدور زيارات از معصوم داشت، آنها را حذف كرد. علامه مجلسى پس از نقل عبارت ابن مشهدى، مى‌نويسد: «فظهر أنّ هذه الزيارة منقولة مروية».[22] در نسخه كتاب المزار - كه به شماره 462 در كتابخانه آيت الله مرعشى موجود است (ورق 146) - درباره اين زيارت چنين آمده است: «و هى مروية بأسانيد مختلفة» در مستدرك الوسائل نيز اين عبارت بدون واژه «مختلفه» آمده است[23]. شيخ مفيد هم در كتاب مزار و در وصف اين زيارت، چنين نگاشت: «زيارة أخرى فى يوم عاشوراء بدراية أخرى».[24] مسلّم است تا اين زيارت داراى سند عالى و استوار نباشد، شيخ مفيد و سيدمرتضى آن را در كتابشان نمى‌آوردند، و سيد مرتضى آن را بر زيارات ديگر - مانند زيارت عاشورا، كه داراى سندى محكم و متعدد است - مقدم نمى‌داشت و نمى‌خواند. پس، زيارت ناحيه داراى سند صحيح و معتبر است، كه از امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف صادر شده و از طريق يكى از نايبان خاص آن حضرت، به راويان اخبار، از آنان به شيخ مفيد، سپس به ابن المشهدى و از او به سيدبن طاووس، علامه مجلسى و ديگران رسيده است.

شبهه

متاسفانه از برخی سخنوران شنیده شده است که: مگر امام زمان بیکار است که روزی دو مرتبه برای جد مظلومشان گریه کند!!!

پاسخ:

اولاً:

این جمله بدون سند نیست بلکه از ناحیه امام عصر صادر شده که فرمودند:

«فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً حَسْرَةً عَلَيْكَ وَ تَأَسُّفاً وَ تَحَسُّراً عَلَى مَا دَهَاكَ   [25]»

جد غریبم: اگر روزگار، مرا به تاخیر انداخت و من نتوانستم تو را یاری کنم درعوض صبح و شام برای تو خون گریه می‌کنم.

مصیبتی که امام زمان برای آن خون گریه می‌کند کدام مصیبت است؟

مرحوم آیت الله شیخ علی اکبر نهاوندی در کتاب گرانسنگ عبقری الحسان نقل می‌کند: مرحوم حاج ملا سلطانعلي روضه ‏خوان تبريزي که از عباد و زهاد بود، نقل کرد که در خواب خدمت حضرت بقية الله - عجل الله تعالي فرجه الشريف - رسيدم، عرض کردم: مولاي، آنچه در زيارت ناحيه‏ ي مقدسه آمده که فرموديد:«فلأندبنک صباحا و مساء و لأبکين عليک بدل الدموع دما» صحيح است؟

فرمودند: آري صحيح است، عرض کردم: آن مصيبتي که به جاي اشک خون گريه مي‏کنيد کدام است، آيا مصيبت علي‏ اکبر است؟ فرمودند: اگر علي ‏اکبر زنده بود در اين مصيبت او هم خون گريه مي‏کرد.

گفتم: آيا مصيبت حضرت عباس است؟ فرمودند: اگر حضرت عباس هم زنده بود او نيز در اين مصيبت خون گريه مي‏کرد.

گفتم: لابد مصيبت حضرت سيدالشهداء علیه السلام است؟ حضرت فرمودند: حضرت سيدالشهداء علیه السلام اگر زنده بود ايشان هم در اين مصيبت خون گريه مي‏کردند

عرض کردم: پس کدام مصيبت است؟ فرمودند: مصيبت اسيري زينب عليهاالسلام مي‏باشد، که هميشه بايد براي آن خون گريست.[26]

چنانچه گذشت این زیارت را علمای بزرگی از جمله: شیخ مفید، سید مرتضی، ابن مشهدی، سیدبن طاووس و ... نقل کرده‌اند.

ثانیاً:

این گونه شبهات را کسانی می‌کنند که عمق مصیبت کربلا را متوجه نشده‌اند اما اگر حقیقت این واقعه عظیم درک شود دیگر حتی فکر این گونه شبهات را نمی‌کنیم. طبق روایات معتبر چهار هزار ملک هم اکنون نیز غبارآلود و ژولیده مو به دور آن ضریح شش گوشه طواف می‌کنند و می‌گریند ویا چنانچه گذشت و مصادر آن به طور مفصل گذشت که بنابر حدیث ابوذر اگر انسان این مصیبت را درک کند سزاوار است که جان بدهد.

ابن قولويه قمى به سند معتبر از حضرت سجّاد علیه السلام روايت كرده كه به زائده، فرمود: همانا چون روز عاشورا رسيد به ما آنچه رسيد از دواهى و مصيبات عظيمه و كشته گرديد پدرم و كسانى كه با او بودند از اولاد و برادران و ساير اهل بيت او، پس حرم محترم و زنان مكرمّه آن حضرت را بر جهاز شتران سوار كردند براى رفتن به جانب كوفه پس نظر كردم به سوى پدر و ساير اهل بيت او كه در خاك و خون آغشته گشته و بدنهاى طاهر آنها بر روى زمين است و كسى متوجّه دفن ايشان نشد و سخت بر من گران آمد و سينه من تنگى گرفت و حالتى مرا عارض شد كه همى خواست جان از بدن من پرواز كند. عمّه ام زينب كبرى سلام الله علیها چون مرا بدين حال ديد پرسيد كه اين چه حالت است كه در تو مى‌بينم اى يادگار پدر و مادر و برادران من، مى‌نگرم ترا كه مى‌خواهى جان تسليم كنى؟ گفتم: اى عمّه! چگونه جزع و اضطراب نكنم و حال آنكه مى‌بينم سيّد و آقاى خود و برادران و عموها و عموزادگان و اهل و عشيرت خود را كه آغشته به خون در اين بيابان افتاده و تن ايشان عريان و بى كفن است و هيچ كس به دفن ايشان نمى‌پردازد و بشرى متوجّه ايشان نمى‌گردد و گويا ايشان را از مسلمانان نمى‌دانند.

عمّه‌ام گفت: از آنچه مى‌بينى دل‌نگران مباش و جَزَع مكن، به خدا قسم كه اين عهدى بود از رسول خدا به سوى جدّ و پدر و عمّ تو و رسول خدا، مصائب هر يك را به ايشان خبر داده، به تحقيق كه حق تعالى در اين امّت پيمان گرفته از جماعتى كه فراعنه ارض، ايشان را نمى‌شناسند لكن در نزد اهل آسمانها معروفند كه ايشان اين اعضاى متفرّقه و اجساد در خون تپيده را دفن كنند.

«وَينصِبُونَ لِهذا الطَّفِّ عَلَما لِقَبْرِ اَبيكَ سَيِّدِالشُّهداءِ ^ لا يُدْرَسُ اَثَرُهُ وَ لا يَعفُو رَسْمُهُ عَلى كرُوُرِ اللَّيالى وَ الاَْيّامِ»

در ارض طَفّ بر قبر پدرت سيّد الشهداءعلیه السلام علامتى نصب كنند كه اثر آن هرگز برطرف نشود و به مرور ايام و ليالى محو و مطموس نگردد يعنى مردم از اطراف و اكناف به زيارت قبر مطهّرش بيايند و او را زيارت نمايند و هر چند(326) كه سلاطين كَفَرَه و اَعْوان ظَلَمَه در محو آثار آن سعى و كوشش نمايند ظهورش زياده گردد و رفعت و علوّش بالاتر خواهد گرفت.[27]

 

 

 

 

________________________________________________

[1] . بحارالانوار، ج 98، ص317

[2] . ر.ك: سيد محمد امين، اعيان الشيعه، ج 8، ص219.

[3] . مصباح الزائر، 221 ص.

[4] . بحارالانوار، ج 98، ص 328.

[5] . المزار الكبير،ص 496 – 519.

[6] . بحارالانوار،ج104، ص196.

[7] . بحار الانوار ج1 ص35.

[8] . مستدرک الوسائل، ج19، ص364.

[9] همان، ج21، ص19.

[10] . طبقات اعلام الشیعه، ج3،ص202.

[11] . صوم عاشورا، ص48.

[12] . مصباح الزائر، ص192.

[13] . بحارالانوار، ج 98،ص 317، ح 8؛ مستدرك الوسائل، ج10، ص 335، ح 16؛ جامع احاديث الشيعه، ج 15، ص 405، ح 16 و 17.

[14] . مصباح الزائر، ص221.

[15] . المزار،ص 146.

[16] . مستدرك الوسائل، ج 10، ص 335، ح 17.

[17] . المزار الكبير، ص 496.

[18] . نفس المهموم،ص 233.

[19] . قادتنا كيف نعرفهم، ج 6،ص 115.

[20] . حماسه حسينی، ج1،ص 191.

[21] . المزار الكبير، ص 27.

[22] . بحارالانوار، ج 98، ص 328.

[23] . مستدرك الوسائل، ج 10، ص 335، ح17.

[24] . بحارالانوار، ج98، ص317، ح8.

[25] . بحارالأنوار،ج 98، ص 237.

[26] . عبقري الحسان، ج1، ص98.

[27] . کامل الزیارات، ص260.

 

آیا در مطالب برگزیده قرار گیرد ؟: 
بله

افزودن دیدگاه

مطالب مرتبط با این نوشته

موردی یافت نشد.