رفتن به محتوای اصلی

نام دهمین خورشید جهان تاب امامت «علی» و کنیه آن حضرت ابوالحسن بوده و برخی از القاب ایشان؛ نجیب، مرتضی، عالم، فقیه، ناصح و هادی است، و هر یک از این لقبها اشارتی به خصوصیات و ویژگیهای آن امام همام دارد.

قبل از ورود در نقش هدایتگری امام هادی علیه السلام آشنایی با زمان آن حضرت و فرهنگ مردم لازم و ضروری است.

وضعیت اعتقادی عصر امام هادی علیه السلام

زمامداران بغداد و سامرا در زمان امامت آن بزرگوار عبارت اند از: معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز.

در عصر امامت حضرتش دو رویکرد اعتقادی در جامعه اهل سنت به چشم می خورد. ابتدا معتصم سیاست مأمون را دنبال کرده و خردگرایان معتزلی محور قدرت و تعاملات فرهنگی - سیاسی را در دست داشتند وپس از او واثق نیز همان روش را استمرار بخشید. ولی با روی کار آمدن متوکل به یکباره تحولی اساسی به وقوع پیوسته و با احیای مکتب اهل حدیث، گروه معتزله و منش آنان در جامعه مورد نفرت قرار گرفت. احمد بن حنبل آزاد شد و با تکیه بر احادیث مجعول و اسرائیلیات، نقش خرد در دین نادیده گرفته شده و عقاید اسلامی مورد تحریف قرار گرفت.

او خداوند را به صورت انسانی وصف می کرد که با دست خود آدم را آفرید، پایش را بر آتش جهنم نهاد، دارای چشمانی است، گاه می خندد و در قیامت چون ماه دیده می شود و بدین گونه، اندیشه باطل تجسیم و تشبیه را در عقاید اسلامی مطرح ساخت.[1]

متوکل به پستی و رذالت مشهور بود و از دشمنان سرسخت اهل بیت(ع) و علویان به حساب می آمد. او عرصه را بر آل علی تنگ کرد و تاریخ غمباری را برای شیعه پدید آورد.

ابوالفرج اصفهانی در وصف این دوره چنین می نگارد: متوکل به آل علی عناد و دشمنی عجیبی می ورزید و از دشمنان سرسخت خاندان علوی بود. [2]

در این کینه توزی و ستمگری، وزیرش عبید الله بن یحیی بن خاقان نیز همراه او بود؛ بلکه او را به چنین دشمنی ترغیب می کرد. از جمله اعمال قبیح او تخریب مقبره حضرت امام حسین (ع) و شخم زدن و هموار کردن زمین های اطراف آن بارگاه قدسی بود. او بر زائران امام حسین (ع) سخت می گرفت و مجازات های هولناکی را برای آنان مقرر می داشت.

وضعیت اقتصادی عصر امام هادی علیه السلام

در کنار وضعیت نابسامان اعتقادی، از ناحیه خلفای بنی العباس فشارها و محدودیتهایی نسبت به شیعیان و علویان وارد می شد و در مقابل در دستگاه خلافت، تاراج بیت المال و بنای کاخها و جشنهای پرخرج بیداد می کرد. مسعودی در مروج الذهب تصریح می کند: در هیچ زمان و عصری مانند دوران متوکل پول بیت المال خرج نمی شد.[3] متوکل کاخهای متعددی به نام: شاه، عروس، بدیع و قصر برکواء و ... داشت و قصر اخیر او بیست میلیون درهم هزینه برداشت.[4] سیوطی در تاریخ الخلفا به برخی از هوسرانیها و بولهوسی های وی اشاره می کند که در دربار او چهار هزار کنیز بوده و مراسم عشرت و شرابخواری مرسوم بوده است، تا بدان جا که در سال 247 قمری در حال مستی و بزم شراب بدست فرزندش کشته می شود.[5] در مراسم ختنه سوران پسرش، غبد الله معتزّ فرشی به طول صد ذراع و عرض پنجاه ذراع سفارش داده شده و کرسیهای مرّصع بر روی آن قرار دادند و میلیونها درهم که بر روی آن عنوان جشن حک شده بود، بر سر مدعوین نثار کردند و زمانی که از ختّان پیرامون مبلغ عطا شده سؤال نمودند، گفت: غیر از جواهرات، هشتاد هزار دینار به من داده شده است! و وقتی صورت مخارج جشن به متوکل تسلیم شد بالغ بر هشتاد و شش میلیون درهم شده بود![6]

در مقابل، موقوفات علویون از جمله فدک در دست بنی العباس افتاده و شیعیان و علویون که استقرارشان در مدینه بود، با انتخاب فرمانداری بد رفتار به نام صالح، بیشتر مورد فشار  قرار گرفتند.

تأملی در لقب «هادی»

در فرهنگ قرآن و عترت «هدایت و هادی» مفهوم و معنایی دقیق دارد. این واژه دو معنای «ارائه طریق » و «رساندن به مقصد و مطلوب» را در بردارد.

گاهی برای فردی منحصرا مسیر و نقشه راه نشان داده می شود و گاهی علاوه بر ارائه و نشان دادن طریق، دست گمراهان گرفته شده و آنان را به مقصد می رسانند.

با توجه به وضعیت نابسامان اعتقادی اهل حدیث و در میان این همه خرافات و راویات دروغین، و از سویی با وجود دشمنی های آشکار از ناحیه بنی العباس نسبت به علویون، حضرت هادی علیه السلام سکان کشتی هدایت را بدست گرفته و در عین غربت و مظلومیت، نقش هدایتگری خویش را در میان چنین جامعه ای با گفتار و مناظرات و نیز رفتار خود ایفا می کند.

از اینرو هدایت او از میان امواج کفر و در برابر سلطه ظالم و ستمگر بوده و در میان  هلهله مستانه و طبل ارتش خونریز متوکل و دیگر خلفای بنی العباس و در میان رقاصه گان و جشنهای یکهزار و شبه، حضرتش ندای توحید را با کلام و رفتار وحیانی خود به گوش جهانیان می رساند.

آن بزرگوار در تاریک ترین روزگار سلطه اشرار به زندگی بشریت نور و گرمی بخشید و در دشوارترین شرایط، جامعه بشریت را از جاهلیتی که بنی العباس بپا کرده بودند، نجات داد و لذا قاطعانه می توان ادعا نمود که اگر هدایتگری حضرت نبود جامعه اسلامی به قهقهری برگشته و جاهلیت دیگری به رنگ اسلام رونق می گرفت.

نور وجودش ظلمتها و تاریکیهای ناشی از جهالت و ضلالت را زدود. از اینرو در زیارت حضرتش چنین می خوانیم: «جَعَلْتَهُ نوُراً یَسْتَضیی ُ بِهِ الْمُؤْمِنوُنَ»[7] خدایا او را نور قرار دادی که به واسطه او اهل ایمان از نورش بهره مند شدند و دچار تاریکیهای جهل نشدند.

سید حسن موسوی سبزواری

ذیحجه 1435 – قم

 

 

_________________________________________

[1] . البدایة و النهایة، ابن کثیر دمشقی 10:  326 -327. دار الفکر بیروت، 1407ق.

[2] . و کان المتوکل شدید الوطأة علی آل ابی طالب، غلیظا علی جماعتهم، مهتما بامورهم ببسوء الراأی، شدید الغلیظ و الحقد علیهم و سوء الظن و التهمة لهم. (مقاتل الطالبیین، ابو الفرج اصفهانی (356].ق) ص 478) مؤسسه اعلمی – بیروت ، 1408ق)

[3] .     انه لم تکن النفقات فی عصر من الاعصار و لا وقت من الاوقات مثلها فی ایام المتوکل (مروج الذهب، مسعودی (متوفی 346ق)  4 :  134) چاپ مأسسه اعلمی – بیروت – 1411 ق.

[4] . آل بویه، علی اصغر فقیهی. انتشارات صبا 1365ش، ص 415.

[5] . تاریخ الخلفاء، سیوطی (متوفی 911) ص 255. مکتبه نزار مصطفی الباز 1425ق.

[6] . بین الخلفاء و الخلعاء، صلاح الدین، ص 33 – 35. (دار الکتاب الحدیث- ببیروت طبع ثالثه 1980 م)

[7] . جمال الاسبوع، سید بن طاووس : 300. انتشارات آفاق سال 1371ش.