حق استاد

در میان اقیانوس بی کران احادیثی که در اختیار شیعه قرار دارد روایتی است با عنوان رساله الحقوق امام علی بن حسین حضرت زین العابدین (علیه السلام ). این روايت در برگیرنده 50 حق نسبت به موضوعات مختلف میباشد که بهره بردن و به کارگیری این موارد علاوه بر رضایت خداوند موجب اصلاح بسیاری از امور خانوادگی و اجتماعی میشود. در جامعه جایگاه و منزلت هایی وجود دارد که انسان از اهمیت آنها غافل است و با رفتار نامناسبی که از خود در برابر ایشان نشان میدهد موجبات نارضایتی  ایشان و حتی موجبات نارضایتی خداوند را فراهم میکند . ما بر آن شدیم که به صورت موضوعی و سلسله وار به بیان و بررسی این حقوق بپردازیم ان شاء الله که با رعایت این حقوق بتوانیم موجب خشنودی خداوند متعال و عنایت اهل بیت علیهم السلام شویم.

با آغاز سال تحصیلی جدید مناسب است که به بیان و بررسی حق استاد و عالم بپردازیم. امام زین العابدین (علیه السلام) در حق پانزدهم به بیان حقوق عالم واستاد میپردازد:

حَقُّ سَائِسِكَ بِالْعِلْمِ التَّعْظِيمُ لَهُ وَ التَّوْقِيرُ لِمَجْلِسِهِ وَ حُسْنُ الِاسْتِمَاعِ إِلَيْهِ وَ الْإِقْبَالُ عَلَيْهِ وَ أَنْ لَا تَرْفَعَ عَلَيْهِ صَوْتَكَ وَ أَنْ لَا تُجِيبَ أَحَداً يَسْأَلُهُ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الَّذِي يُجِيبُ وَ لَا تُحَدِّثَ فِي مَجْلِسِهِ أَحَداً وَ لَا تَغْتَابَ عِنْدَهُ أَحَداً وَ أَنْ تَدْفَعَ عَنْهُ إِذَا ذُكِرَ عِنْدَكَ بِسُوءٍ وَ أَنْ تَسْتُرَ عُيُوبَهُ وَ تُظْهِرَ مَنَاقِبَهُ وَ لَا تُجَالِسَ لَهُ عَدُوّاً وَ لَا تُعَادِيَ لَهُ وَلِيّاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ شَهِدَ لَكَ مَلَائِكَةُ اللَّهِ بِأَنَّكَ قَصَدْتَهُ وَ تَعَلَّمْتَ عِلْمَهُ لِلَّهِ جَلَّ اسْمُهُ لَا لِلنَّاس‏[1]

میتوان اینگونه بیان کرد که حضرت در این بیان به دو وظیفه فردی و اجتماعی شاگرد در قبال استاد اشاره داشته اند:

1-وظیفه فردی شاگرد در قبال استاد که:

الف) نسبت به جایگاه استاد  که شاگرد موظف است جایگاه استاد را محترم شمرده و به مقام و منزلت ایشان همواره احترام بگذارد .

در این زمینه پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله ) میفرماید: أكرموا العلماء فإنّهم ورثة الأنبياء فمن أكرمهم فقد أكرم اللَّه و رسوله.[2]

ب)نسبت به رفتار و نحوه معاشرت با استاد که به سه عنوان اشاره دارند :

1-خوب گوش دادن به سخنان ایشان

2-توجه و میل و رقبت  به استاد

3-همیشه در محضر استاد با صدای آرام صحبت کردن و بلند نکردن صدا در محضر ایشان

2-اما وظیفه شاگرد و متعلم در عرصه اجتماعی که به نوعی میتوان گفت که اهمیت بیشتری نسبت به حالت فردی داردچرا که هم احترام به استاد است و هم اشاعه فرهنگ تعظیم و تکریم استاد. حضرت در این قسمت به موارد کلیدی اشاره میکنند که بیانگر اهمیت موضوع میباشد:

1-هر گاه كسى از او پرسشى كرد تو پاسخ مده تا او پاسخ دهد.

2-در محضر او با كسى خصوصى سخن مگوى.

 3-از كسى نزد او بد گويى مكن و هر گاه از او به بدى ياد شد تو از او دفاع نما

 4-عيب‏هاى او را بپوشان و فضايلش را آشكار ساز

 5-با دشمنان او ننشسته و با دوستان او دشمنى نكن

این موارد همه بیانگر اهمیت جایگاه استاد در جامعه میباشد و این را نشان میدهد در فرهنگ دین به این مساله بسیار اهمیت داده شده و آن را بسیار مهم می داند

و در پایان حضرت متذکر میشوند که هر گاه چنين كنى فرشتگان خدا بر تو گواه شوند كه تو او را خواسته و دانش او به خاطر خداى متعال- نه به خاطر مردم- آموختى‏ که اگر اینگونه باشد ان شاء الله موجب رضایت خداوند خواهد شد.

من وقّر عالما فقد وقّر ربّه‏[3]

 منابع

قمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابويه، من لا يحضره الفقيه، 4 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، دوم، 1413 ه‍ ق

ابن بابويه، محمد بن على، الخصال - قم، چاپ: اول، 1362ش.

 

 


[1] در تحف العقول به بیان دیگری نیز آمده است :

وَ أَمَّا حَقُّ سَائِسِكَ بِالْعِلْمِ فَالتَّعْظِيمُ لَهُ وَ التَّوْقِيرُ لِمَجْلِسِهِ وَ حُسْنُ الِاسْتِمَاعِ إِلَيْهِ وَ الْإِقْبَالُ عَلَيْهِ وَ الْمَعُونَةُ لَهُ عَلَى نَفْسِكَ فِيمَا لَا غِنَى بِكَ عَنْهُ مِنَ الْعِلْمِ بِأَنْ تُفَرِّغَ لَهُ عَقْلَكَ وَ تُحَضِّرَهُ فَهْمَكَ وَ تُزَكِّيَ لَهُ قَلْبَكَ وَ تُجَلِّيَ لَهُ بَصَرَكَ بِتَرْكِ اللَّذَّاتِ وَ نَقْصِ الشَّهَوَاتِ وَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّكَ فِيمَا أَلْقَى إِلَيْكَ رَسُولُهُ إِلَى مَنْ لَقِيَكَ مِنْ أَهْلِ الْجَهْلِ فَلَزِمَكَ حُسْنُ التَّأْدِيَةِ عَنْهُ إِلَيْهِمْ وَ لَا تَخُنْهُ فِي تَأْدِيَةِ رِسَالَتِهِ وَ الْقِيَامِ بِهَا عَنْهُ إِذَا تَقَلَّدْتَهَا وَ لَا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏

 

[2] پاينده، ابو القاسم، نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله) - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.

[3] آقا جمال خوانسارى، محمد بن حسين، شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم - تهران، چاپ: چهارم، 1366ش.

 

افزودن دیدگاه

مطالب مرتبط با این نوشته