انگور سرخى سبز کرده دست و پایت را تغییر داده حالت حال و هوایت را         اى خاکِ عالم بر سرم حالا که مى‏آیى از چه کشیدى بر سر و رویت عبایت را؟
ای مدینه آفتاب حسن سرمد را چه کردی؟ آن خدایی عبد آن عبد مؤیّد را چه کردی؟...
که نبی احمد مختار از ماست ، اولین مؤمن و صدیق علی حیدر کرار از ماست
کوتاه کن کلام ... بماند بقیه اش ... مرده است احترام ... بماند بقیه اش....   از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود... آن هم نشد حرام ... بماند بقیه اش...
دوباره روضه ی آخر خدا به خیر کند ... دوباره داغ برادر خدا به خیر کند  ... دوباره بارش سنگ و دوباره پیشانی ... حدیث تیر مکرر خدا به خیر کند  ...