مکن ای صبح طلوع......
زان تشنگان هنوز به عیوق می‌رسد ، برخیز ای برادر من ، بشنو از حرم فریاد العطش به بیابان کربلا ، امشب پیامکم چو تن تکه تکه است ، کوچک شدست...
کاش آن زمان که کشتی آل علی شکست ، و شاه تشنه کنار علی رسید، اول کمی نگاه نمود و سپس شکست ، بعد ،نگاهی دوباره کرد ، اول سرش، تنش و کجا شد؟ قطعه ی...
ببخش دخترکت...
در سرای مغان رفته بود و آب زده