رفتن به محتوای اصلی

والاترین شهیدان

ازبارزترین القاب اباعبدالله(ع)«سید الشهداء» است که طبق پاره‌اي ازروايات، این لقب برای نخستين بار از سوي جبرئيل† به كار برده شد[1]

اما پیغمبر(ص) این لقب را در مورد حمزه عموی بزرگوارشان نیز بکار بردند از این روی درتاریخ اسلام تنها دو شخصیت با لقب «سید الشهداء» شناخته می‌شوند حمزة بن عبدالمطلب و حسین بن علی (ع) و روشن است که چنین لقبی بیانگر برتری این دو شهید بر دیگر شهیدان دارد،علاوه براینکه نشان ازحقانیت و مشروعیت قیام امام حسین(ع) نیزمی باشد.

باید توجه داشت هیچگونه منافاتی برای انتساب چندین نفر به این لقب وجود ندارد بنابراین بی سلیقگی کرده کسی که بگوید پس از واقعه ی کربلا این لقب ازجناب حمزه منقضی شد!

البته در برخی روایات، امام حسین[2](ع)  وجناب حمزه[3](ع) ملقب به «افضل الشهداء» نیز شده اند که در این فرض نیز تناقضی نخواهد بود چرا که اولاً اگر پیغمبر حمزه را «افضل الشهداء» معرفی کردند به نسبت غیر معصومین بوده است یعنی در میان غیرمعصومین شهادت حمزه  از همگان افضل است.

ثانیاً این افضلیت مربوط به همه زمانها نیست، یعنی تا عصر رسول الله(ص) «افضل الشهداء» حمزه و جعفرطیار بوده اند ولی منافاتی ندارد که سالها بعد با شهادت اباعبدالله «افضل الشهداء» شخص دیگری باشد.

 

کهیعص

 کربلا و مصائب بی مثابه ی آن[4]، نخستین مفهومی است که از نام حسین به ذهن متبادر می شود و قابل انفکاک نخواهد بود ولذا ناگزیریم از بزرگترین دستاورد امام حسین(ع) که بزرگترین منشأ در جداسازی راه حق از باطل شد ودر مهندسی نظام تشیع مهمترین اثررا ایفا کرد، قدری سخن بگوییم هر چند در این نگاره مجال آن نیست که حکمت های واقعه ی کربلا را تحلیل کنیم.

 

ماندگاری واقعه کربلا:

آن امام همام با شهادت مظلومانه اش درکربلا (که قابل درک و توصیف نیست)همگان را آنچنان محسور خویش ساخت وحرارت عشقی در دلها برافروخت که تا ابد از حرارت آن کاسته نخواهد شد.

از این روی شاید جای سوال باشد که چگونه پس گذشت سال ها از یک واقعه ی تاریخی وبا وجود منع حاکمان جور از اشاعه ی آن، این واقعه از یادها فراموش نشد بلکه حتی روز به روز گسترش پیدا کرد ودر آینده [5]نیز گسترده تر خواهد شد؟

 اولاً در همه ی عالَم، شخصی که بدو ظلمی شود مورد توجه و حمایت مردمی قرارمی گیرد چرا که تمام عقلا ظلم را قبیح شمرده وقهراً آن را محکوم میکنند و نیز طبیعی است که هرچه مقدار این ظلم عمیق تر باشد آثار و تبعات آن نیز فراگیر تر خواهد بود واز طرفی در هیچ زمانی به اندازه ی عاشورا ظلم نشد چنانچه  امام حسن(ع) به هنگام شهادتش فرمود: لا یوم کیومک یااباعبدالله

ثانیاً ترغیب اهلبیت به بزرگداشت این واقعه با بیان فضیلت اشک بر سیدالشهداء  وامر به زیارت کربلا و برپایی مجالس ذکر مصیبت و مرثیه خوانی؛ نقش بسزایی در زنده نگه داشتن کربلا ایفا کرد.

با این نگاه،حکمت ثواب های عظیم در تباکی و گریه های زورکی بر اباعبدالله  به وضوح روشن می شود چرا که این تباکی دارای تبعات مثبتی است که آن ثواب های عظیم به خاطر همان تبعات قهری است.

 وهمچنین یاوه گویی برخی دِگر اندیشان که «در عاشورا باید جشن گرفت  زیرا پیروزحقیقی حسین است» جواب داده می شود، چرا که او نفهمیده است که همین مجالس گریه بر مظلوم، کربلا را زنده نگهداشت! و موجب شده است تا امروزه، همگان اباعبدالله (ع) را پیروز واقعی قلمداد کنند ولی اگر براین مصائب اقامه ی عزا نمیشد چه بسا نامی از عاشورا باقی نبود.

 پس اینکه همه ی وقایع کربلا تجلی گر اطاعت محض است و همه اش زیبایی است (همانگونه که زینب کبری(س) در مجلس یزید اینچنین فرمود) ربطی به کوتاهی در امر عزاداری و اقامه ی مجالس مصیبت ندارد و به کوری چشم دشمنان تا روز قیامت این مجالس پابرجاست.

«دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نشد      آری آن جلوه که فانی نشود نور خداست»

 

اللهمّ ارزقنا فی الدنیا زیارة الحسین(ع)

وفی الآخرة شفاعة الحسین(ع)

واحشرنا تحت لواء الحسین(ع)

وادخلنا الجنة من باب الحسین(ع)

الاحقرمحمدامین خراسانی

 

 


[1] کامل الزیارات باب 21 ص67

[2] ثواب الاعمال وعقابها ص97

[3] کافی(ط_الاسلامیه) ج1 ص450

[4] طبق پاره ای از روایات کهیعص  رمزی است از واقعه ی کربلا و مصائب آن_ الاحتجاج طبرسی، ج2، ص464

[5] امام زمان(عج )در همان ابتدای ظهور، هنگامی که از کنار دیوار کعبه قیام خویش را اغاز می کند خودش را با نام جدش اباعبدالله معرفی میکند پس طبعا در زمان ظهور امام حسین نامی آشنا برای جهانیان خواهد بود