عابس از بزرگان شیعه، رئیس قبیله، شجاع به تمام معنی، خطیب، پارسا و شب زنده دار بود. وی از قبیله بنی شاکر بود؛ قبیله ایی که در دوستی با امیر المؤمنین از آنان به نیکی یاد می شود. حضرت امیر در مورد قبیله وی می فرماید: «اگر عده آنها به هزار نفر می رسید
اسم او عمرو بن عبدالله صائدی و از دلاوران قبیله ی حمدان و سربازان شیعه ی امیر مومنان علیه السلام بود. پس از شهادت آن حضرت با امام حسن علیه السلام همراه بوده و تا هنگامی که معاویه هلاک گردید، در کوفه ساکن بود. خبر مرگ معاویه چون در کوفه منتشر گردید شیعیان
در عالم رویا دیدم در حرم مطهر حضرت اباعبدالله مشرف هستم و آن حضرت نیز در آنجا تشریف دارند. در این اثنا یک نفر جوان عرب معدی ( دهاتی) وارد حرم شد و با لبخند به آن حضرت سلام کرد و حضرت نیز با لبخند جوابش دادند. فردای آن شب که شب جمعه بود،
طبق بعضي روايات، بعد از رحلت حضرت رقيه يزيد دستور داد چراغ و تخته غسل را ببرند، و او را با همان پيراهن کهنه‌اش کفن کردند.
يکسال به بيماري و ناراحتي حنجره و گرفتگي صدا مبتلا شده بودم، تا جايي که منبر رفتن وسخنراني کردن براي من ممکن نبود.