گفتاری پیرامون اربعین اول

برخی ادعا نموده اند ورود کاروان امام حسین علیه السلام به کربلا در اربعین سال اول و ملاقات آنان با جابر بن عبد الله انصاری دروغ و از انحفرافات عاشوراست و تنها در کتاب لهوف سید بن طاووس ذکر گردیده است. لطفا در باره صحت و سقم این مطلب توضیح دهید
پاسخ کارشناس : 

نقد و بررسی: اولاً: چنانچه خواهد آمد طبق ادله مختلف اثبات می‌کنیم که این جریان در اولین اربعین اتفاق افتاده است. ثانیاً: حتی اگر فرض بگیریم که این جریان در اربعین دوم اتفاق افتاده، مطرح کردن این بحث آن هم با تعبیراتی نظیر تحریفات و یا جعلی بودن و کذب و خرافه شایسته نیست؛ اینکه این جریان در اربعین دوم اتفاق افتاده نه در اربعین اول نمی‌تواند مانع مراسم عزاداری وگریه مردم در روز اربعین شود پس بکار بردن این تعبیرات هیچ فایده‌ای ندارد. دلائل این واقعه در اربعین اول بسیاری از دانشمندان این مطلب را ذکر کرده‌اند که عبارتند از: 1 . ابن اعثم کوفی در کتاب الفتوح .[1] 2 . ابوریحان بیرونی (متوفی 440 هجری قمری) در کتاب «الآثار الباقیة» می‌نویسد: شهر صفر؛ فی اليوم الاول: «ادخل راس الحسين مدينة دمشق فوضعه يزيد لعنته الله بين يديه ونقد ثناياه بقضيب کان فی يده ... وفی العشرين رد راس الحسين الی جثته حتی دفن مع جثته وفيه زيارة الاربعين وهم حرمه بعد انصرافهم من الشام ...» در روز اول ماه صفرسر امام حسین را وارد دمشق کردند و یزید آن را در مقابل خود قرار داد در حالیکه به دندانهای امام حسین جسارت می‌کرد ... و در روز بیستم آن ماه سر حسین را به بدنش ملحق کردند و در همانجا دفن نمودند و زیارت اربعین درباره این روز است اربعین به این دلیل است که چهل نفر از اهل بیت او در زمان بازگشت از شام به کربلا او را زیارت کردند.[2] 3. قرطبی در کتاب «التذکرة»، ج 2، ص668. 4. ذکریا درکتاب «عجائب المخلوقات وغرائب الموجودات»، ص45. 5. مرحوم شیخ بهایی در کتاب «توضیح المقاصد» ص6. 6. مناوی در «فیض القدیر»، ج1، ص205. 7. مرحوم علامه مجلسی در «بحارالانوار»، ج101،ص334 و «جلاءالعیون» ص450. 8.قندوزی، «ینابیع المودة»، ج3، ص92. 9. «الاتحاف بحب الاشراف»، ص70. 10. شبلنجی در «معجم المؤلفین»، ج13، ص53. 11. «نورالابصار» اشراقی، ص121 12. شهیدآیت الله قاضی طباطبایی در «الاربعین الحسینیة»، ص205. 13. «وسیلة الدارین» ابتدا نقل کرده است: «ان راس الحسين رد الی بدنه بکربلا من الشام وضم اليه ...» سر امام حسین از شام به کربلا آورده شد وبه بدن شریف ملحق شد وسپس گفته: وفی بعض المقاتل: «قال عطيه فبينما نحن بهذا الکلام اذاسوادقد اقبل علينا من ناحية الشام ...» ؛ عطیه می‌گوید: زمانیکه جابر با قبر مطهر صحبت می‌کرد سیاهی از دور نمایان شد از سمت شام به سمت ما می‌آمد.[3] 14. الدمعة الساکبة: «لما بلغوا ارض کربلا نزلوا...ووجدوا جابربن عبد الله ...» زمانیکه کاروان اسرا به کربلا رسیدند از محلها پایین آمدند و در آنجا جابر بن عبدالله را دیدند. 15. ابن شهر آشوب بیان کرده: سید مرتضی در بعضی مسائل خویش گفته است: سر مطهر امام حسین علیه السلام را از شام به کربلا باز گردانیدند وبه بدن محلق کردند وشیخ طوسی می‌فرماید: زیارت اربعین به همین علت باید کرد و در تاریخ حبیب السیر گوید: یزید بن معاویه سرهای شهدا را به علی بن الحسین تسلیم کرد وآن حضرت آن سرهارا روز بیستم صفر به ابدان طاهره باز گردانید و می‌گوید اصح روایت در مدفن سر مکرم این است.[4] 16. ابن نماء حلی می‌نویسد: «ولما مرعيال الحسين× بکربلا وجدوا جابربن عبدالله الانصاری و جماعة من بنی هاشم قدموا لزيارته فی وقت واحد فتلا قوا بالحزن و الا کتئاب و النوح علی هذا المصاب المقدح لا کباد الا حباب ...» هنگامی که اهل بیت امام حسین به کربلا آمدند جابر و عده‌ای از بنی هاشم را در آنجا دیدند و گردهم آمدند و ناله می‌زدند.[5] 17. سید بن طاووس درلهوف،ص 225. 18. در ریاض القدس نیز آمده: منزل به منزل طی مراحل کردند تا به جایی رسیدند که یک راه به کربلا می‌رفت و راه دیگر به مدینه، زنان از راهنما تمنا نموده‌اند که تو را قسم می‌دهیم که ما را از کربلا عبور ده و او قبول کرد.[6] _____________________________ 1. قیام امام حسین برگزیده کتاب الفتوح، ص94 2. الآثارالباقیة، ص422. 3. وسیلة الدارین، ص403 4. حبیب السیر،ج 2، ص60 ؛ دمع السجوم، ص 536 ؛لواعج الاشجان، سید محسن امین، ص239 ؛ انوار النعمانیه ج3، ص246 ؛ مقتل مقدّم به نقل از ریاض الاحزان. 5. مثیر الاحزان، ص107. 6. ریاض القدس، ج2، ص 336

آیا در مطالب برگزیده قرار گیرد ؟: 
بله

دیدگاه‌ها

از اشخاصی که نامشان را آورده اید سید بن طاووس است که به گفته ی شما در کتاب لهوف اشاره به وقع اربعین در سال اول داشته . این در حالی است که سید بن طاووس در کتاب الاقبال (ج 3 . ص 101) مدت اقامت اهل بیت (ع) در زندان دمشق را به مدت یک ماه را پذیرفته است. همچنین ایشان کتاب لهوف را در جوانی نوشته است. و چنانچه حضور یک ماهه اهل بیت را در شام بپذیریم دیگر مجالی برای رسیدن اهل بیت به کربلا در اربعین اول نمی ماند. بر خلاف گفته ی شما سید بن طاووس از کسانی است که اعتقاد به حضور اهل بیت (ع) در اربعین اول ندارد. ایشان در اقبال تلویحا سه دلیل را می آورد که نشان می دهد اهل بیت (ع) نمی توانسته اند در اربعین اول کربلا باشند. اول از همه نامه ای که عبدالله بن زیاد برای یزید نوشت و برای فرستادن اسیران به شام از او اجازه خواست که این نامه حد اقل بیست روز طول کشیده تا جوابش بیاید. دوم گزارش شده هنگامی که اهل بیت را به شام بردند، انان یک ماه در جایی بودند که از گرما و سرما مصون نبودند. سوم ملاقات اهل بیت (ع) با جابر بن عبدالله انصاری است، و اگر جابر از به عنوان زیارت از حجاز آمده باشد، رسیدن خبر شهادت به او، و آمدنش به کربلا، به طور یقین بیشتر از چهل روز طول خواهد کشید. ( الاقبال / ج 3 / ص 101) . از دیگر بزرگانی که منکر ورود خاندان امام حسین (ع) به کربلا در اربعین اول هستند، علامه ی مجلسی است، ایشان می فرماید هر دو قول که اهل بیت پس از چهل روز به کربلا یا مدینه رسیده باشند، بسیار بعید است چرا که این مدت برای این دو امر گنجایش ندارد. چنانکه این امر از قرائن پیداست در سال دیگری بوده است که این نیز بعید است. (بحار / ج 98 / ص 334) . از دیگر اشخاصی که منکر این واقعه بوده اند می توان به میرزا حسین نوری (صاحب مستدرک الوسائل) شیخ عباس قمی (شاگرد محدث نوری و به تبع از استادش) ، ابوالحسن شعرانی، شهید مطهری، محمد ابراهیم آیتی و دکتر سید جعفر شهیدی را نام برد. البته همه ی این بزرگان به تفصیل در این باره سخن گفته اند که در این مقال دیگر مجالی برای نوشتن دلائل آنها نبود. ابته من هم با شما در سخن ابتداییتان موافقم که با فرض اینکه این اتفاق در اربعین سالهای بعد افتاده باشد، دلیلی بر تحریف و غیره نیست. من فقط میخواستم نظر کسانی که اعتقاد دارند اربعین اول محال است به وقوع پیوسته باشد را نیز آورده باشم. با تشکر

افزودن دیدگاه