امام عسکری علیه السلام ، گنجینه علم الهی

محمد صالح موحدی

امام حسن عسکری علیه السلام در سال 232 هجری در شهر مدینه متولد شدند. مادرشان بانویی پارسا به نام «حدیث» و معروف به «جدة» بودند. در فضل و مقامات آن بانو همین بس که تا چندی پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام پاسخ گوی نیازهای شیعیان بود[1].

در دوران حکومت متوکل خلیفه سفاک و خون ریز عباسی آن حضرت به همراه پدر بزرگوارشان به اکراه در شهر سامرا ساکن شدند. شهرت ایشان به عسکری از این جهت است که در پایتخت حکومت عباسیان و در منطقه نظامی و لشگری زیر نظر ظالمان زندگی می‌کردند.

پس از شهادت پدر بزرگوارشان تا 6 سال عهده دار مقام امامت بودند. در این مدت سه خلیفه عباسی به خلافت رسیده و هر یک به گونه‌ای این مقام جانشینی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را با رفتار خود آلوده کردند. خلفائی که تنها نام خلافت را یدک می‌کشیدند و در عمل هر فسق و فجوری را مرتکب می‌شدند. آنچه برایشان اهمیت نداشت هدایت مردم و پیروی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود. گرچه مهتدی عباسی خود را هم چون عمر بن عبدالعزیز در میان بنی امیه می‌دانست و به ظاهر به دنیا پشت کرده و بساط فسق و فجور را جمع کرده بود ولی از برخوردش با امام به خوبی برداشت می‌شود که این تظاهرش به جهت حفظ مقام و آبرو پیدا کردن بوده است.

در این مدت امام حسن عسکری علیه السلام با اینکه در شدیدترین تدابیر امنیتی بسر می‌برد لکن به بهترین وجه ممکن مردم را هدایت فرموده و از آسیب‌های جدی به پیکره دین اسلام جلو گیری فرمود. آن حضرت با مدیریت سازمان وکالت از طریق نمایندگان خود در دورترین نقاط شهرهای مسلمان نشین، جامعه پیروان خود را رهبری کرده و با فرستادن افراد در مقابل دشمنان فکری نقشه آنان را نقش بر آب می‌فرمود.

جریان فعالیت «اسحاق کندی» فیلسوف آن دوران و خنثی نمودن نقشه او توسط امام حسن عسکری علیه السلام، نمونه خوبی از این دست است. او چند زمانی به گوشه‌ای خزیده بود و به خیال خام خود مشغول جمع آوری تناقضات قرآن بود. امام به شاگرد او فرمودند آیا در میان شما مردی رشید وجود ندارد تا به گفته های استادتان پاسخ دهد؟ او در جواب گفت ما ناتوان از پاسخ گوئی به او هستیم. حضرت با آموزش مطالب و نوع خاصی از روش بحث به او این شاگرد را آن قدر توانا ساختند، به گونه‌ای که با بیان مطالب آن حضرت به او فیلسوف بزرگی همچون اسحاق کندی سر تعظیم فرود آورده و از تصمیم خود منصرف شد[2].

گرچه در ایام امامت آن معدن علوم الهی، دانشمندان اهل سنت مشغول نگاشتن مهمترین کتاب‌های حدیثی خود بودند[3] لکن نوشته‌های خود را از دریای دانش آن امام محروم ساختن و با این کار دانش اندوزان و پیروان خود را تشنه نگاه داشتند. با نیم نگاهی به حیات فکری کسانی که از این آبشخور بهره می‌گیرند تأثیر این تشنه کامی حس می‌شود.

در حدیث قدسی لوح که خداوند به مناسبت میلاد امام حسین علیه السلام به فاطمه زهرا سلام الله علیها هدیه داده بود، از امام حسن عسکری به عنوان خازن علم الهی یاد شده است[4].

هشتمین روز از ماه ربیع الاول سال260 شهر سامرا که در آن روزگار بزرگترین شهر شناخته می‌شد، در سوگ آن امام بزرگوار غرق عزا و ماتم بود. نویسندگان آمار افرادی که در تشییع جنازه حاضر شده بودند را قابل شماره ندانسته و آن را به قیامت تشبیه کرده‌اند[5]. این وضعیت نشان از آن دارد که گرچه حاکمان ستمگر امامان را مضیقه قرار می‌دادند لکن در دل مردم جا داشتند.

 

 


1. حضرت حکیمه عمه امام حسن عسکری علیه السلام از این جهت آن بانو را به حضرت زینب کبری علیها السلام تشبیه می‌کند که امام حسین علیه السلام به آن حضرت وصیت فرموده و تا چندی مرجع نیازها بودند. شیخ عباس قمی : الانوار البهیة فی تواریخ الحجج الالهیه ص250

2. ابن شهر آشوب: مناقب آل ابی طالب علیهم السلام ج4 ص424

3. بخاری متوفای 256 نویسنده صحیح بخاری، مسلم متوفای 261    نویسنده صحیح مسلم، ابن ماجه قزوینی متوفای 271 نویسنده سنن ابن ماجه، ابوداود سجستانی متوفای275 نویسنده سنن ابوداود، محمد بن عیسی ترمذی متوفای 279 از نویسندگان صحاح سته همه معاصر امام حسن عسکری علیه السلام و پدران معصومشان بودند.

4. الکافی : ج1 ص528

5.شیخ عباس قمی ، الانوار البهیه ص 267 و 270

 

افزودن دیدگاه

مطالب مرتبط با این نوشته