انگور سرخى سبز کرده دست و پایت را

انگور سرخى سبز کرده دست و پایت را
تغییر داده حالت حال و هوایت را
       
اى خاکِ عالم بر سرم حالا که مى‏ آیى
از چه کشیدى بر سر و رویت عبایت را؟
       
تو سعى خود را مى‏کنى و باز مى ‏افتى
این زهر خیلى ناتوان کرده است پایت را
       
وقت زمین خوردن صدا در کوچه مى‏ پیچد
آرى شنیدند آسمانى‏ها صدایت را
       
وقتى لبت خشکید و چشمت ناتوان‏تر شد
در حجره‏ى در بسته دیدى کربلایت را
       
در حجره‏اى افتاده‏اى و تشنگى دارى
تو کربلاى دیگر در حال تکرارى
       
قسمت نشد خواهر کنار پیکرت باشد
بد شد، نشد امروز بالاى سرت باشد
       
بد جور دارى روى خاک از درد مى ‏پیچى
اى واى اگر امروز روز آخَرت باشد
       
حیف از سر تو نیست روى خاک افتاده؟
باید سرت الآن به دست خواهرت باشد
       
حالا غریبى را ببین دنبال تابوتت
دختر ندارى لااقل دربدرت باشد
       
وقتى شروع روضه‏هاى ما بیان توست
خوب است پایانش بیان دیگرت باشد

یابن شبیب آیا شهید بى کفن دیدى؟
در لابلاى نیزه، پاره ‏پاره تن دیدی؟

آیا در مطالب برگزیده قرار گیرد ؟: 
بله

افزودن دیدگاه

مطالب مرتبط با این نوشته