رفتن به محتوای اصلی

حوادث روزهای جمعه تا پنج‌شنبه (چهارمین هفته پس از وفات)

 

سرمست از پیروزی

 

با حضور حضرت زهراسلام الله علیها در صحنه مخالفت علنی با ابوبکر و استمرار مطالبه فدک، دستگاه خلافت هنوز خود را تثبیت شده نمی‌یابد.

اینک خلیفه، به آخرین نقشه نیز باید جامه عمل بپوشاند.

در مسجد باز هم سخنان سیاست‌بازان بلند می‌شود:

تا از علی بیعت نگیریم، راه به جایی نبرده‌ایم.

آری! اخذ بیعت از امیرمؤمنانعلیه السلام ـ که خود صاحب بیعت غدیر است ـ برای توجیه افکار عمومی که با تلاش‌های خستگی‌ناپذیر حضرت زهرا سلام الله علیهارو به بیداری است، بهترین ترفند است. رسوایی‌های پی در پی خلیفه در برخورد با خاندان وحیعلیهم السلام و پیروان ایشان، نظام خلافت را متقاعد ساخته است که باید بیعت را بر امیرمؤمنانعلیه السلام تحمیل نماید.

نهایت آمال و آرزوی آنان را باید در نبود امیرمؤمنانعلیه السلام جستجو کرد. برای رسیدن به این مقصود، بار دیگر قنفذ به همراه گروهی راهی می‌شود تا به هر نحو ممکن، امیرمؤمنانعلیه السلام را برای بیعت بیاورد؛ اما سخنان حضرت زهراسلام الله علیها دست قنفذ را کوتاه می‌کند.

قنفذ به مسجد برمی‌گردد و بیان می‌دارد که حضرت زهراسلام الله علیها به پشت درآمده و از ورود آن‌ها جلوگیری به عمل می‌آورد.

هتک حرمت فاطمی را خلیفه دوم به عهده می‌گیرد:

ما را چه کار با زنان!

او، خالد بن ولید و قنفذ را طلب می‌کند. طبق برنامه از قبل پیش‌بنی شده، جماعتی نزدک به سیصد نفر جمع می‌شوند.

خلیفه اول می‌گوید:

او را به شدیدترین صورت ممکن از خانه خارج کنید و برای بیعت بیاورید. اگر امتناع کردند، با ایشان بجنگید.

گروهی با شمشیر و نیزه و برخی هیزم به دست، به سوی خانه امیرمؤمنانعلیه السلام حرکت می‌کنند.

 

تجمع مردان مسلح

 

اینک گروه زیاد مقابل در خانه حضرت صدیقه طاهرهسلام الله علیها ایستاده‌اند.

کوچه‌های اطراف مسجد از فراوانی مردان مسلح، بسته شده و خانه به محاصره درآمده است.

از سوی دیگر، در خانه جز امیرمؤمنان، صدیقه طاهره و فرزندانشان کسی حضور ندارد.

فریاد دومی، اهل خانه را مخاطب قرار می‌دهد:

اگر در را باز نکنید، خانه را با اهلش، به آتش می‌کشم.

ای علی! برای بیعت و ورود به اجتماع مسلمانان خارج شو! وگرنه تو را می‌کشیم.

خالد بن ولید، عبدالرحمان بن عوف، قنفذ، اسید بن حضیر، مغیرة بن شعبه، ابوعبیدة، سالم غلام ابوحذیفة، محمد بن مسلمة، زید بن ثابت و... نیز عمر بن خطاب را همراهی می‌کنند.

 

آخرین هجوم (= هجوم اصلی)

 

حضرت صدیقه کبری سلام الله علیهاپشت درمی‌آیند و می‌فرمایند:

ای گمراهان دروغ پرداز! چه می‌گویید! و چه چیزی را طلب می‌کنید؟

پاسخ روشن است، آن‌ها خروج امیرمؤمنانعلیه السلام را خواستارند.

دومی می‌گوید: این اباطیل را رها کن و سخنان زنانه را کنار بگذار و به علی بگو خارج شود.

صدیقه طاهرهسلام الله علیها امتناع می‌کنند. ایشان می‌دانند که این قوم، قصد جان امیرمؤمنانعلیه السلام را دارند. مهاجمان هیزم‌ها را به آتش می‌کشند، آتش به چوب در اثر می‌کند و دود وارد خانه می‌شود.

قنفذ تلاش می‌کند که در را باز کند. حضرت مانع می‌شوند. دومی با تازیانه دست‌های بانوی دو سرا را از در دور می‌سازد.

لگد وی در آتشین را می‌گشاید و حضرت صدیقهسلام الله علیها در بین دیوار و در، فرزند خویش حضرت محسنعلیه السلام را از دست می‌دهند.

ایشان از هوش رفته و با صورت بر زمین می‌افتند.

مهاجمان وارد خانه می‌شوند و امیرمؤمنان علیه السلام را با ریسمانی سیاه که بر گردن ایشان افکنده‌اند، بیرون می‌آورند.

آن‌حضرت رو به قبر رسول خدا صلی الله علیه و آلهمی‌نمایند و می‌گویند: ای پسر مادرم! این قوم مرا خوار کردند و بر قتل من همّت گماشتند.[1]

صدیقه طاهرهسلام الله علیها به هوش می‌آیند و به سوی امیرمؤمنانعلیه السلام می‌روند تا آن‌حضرت را از دست مهاجمان رهایی بخشند.

مهاجمان نیک می‌دانند که با حضور آن بانوی الهی، بیعت گرفتن از امیرمؤمنانعلیه السلام امکان‌پذیر نیست و حضرت صدیقه کبریسلام الله علیها مانعی در این راه است.

تازیانه دومی به کتف بانوی دو عالم می‌نشیند؛ خالد بن ولید با غلاف شمشیر از حضرت زهراسلام االله علیها استقبال می‌کند؛ تازیانه‌ای از سوی قنفذ صورت و چشم حضرت صدیقهسلام الله علیها را نشانه می‌رود؛ مغیرة بن شعبه نیز ضرباتی را بر پیکر رنجور دخت رسول خداصلی الله علیه و آله وارد می‌آورد...

اینک امیرمؤمنان علیعلیه السلام را تنها و غریب، به سوی صحن مسجد می‌برند.

یگانه یاور او، غرق در خون، بر زمین افتاده است.

 

بیعتی نمایشی

 

امیرمؤمنانعلیه السلام را در مقابل ابوبکر می‌نشانند.

عمر بن خطاب، خالد بن ولید، ابوعبیده، سالم غلام ابوحذیفه، معاذ بن جبل، مغیرة بن شعبه، اسید بن حضیر، بشیر بن سعد و... همگی با سلاح، بالای سر و اطراف امیرمؤمنانعلیه السلام جمع‌اند.

عده‌ای دست و بازو و لباس حضرت امیرعلیه السلام را گرفته‌اند.

امیرمؤمنانعلیه السلام می‌فرمایند:

چه زود بر اهل بیت پیامبرتان حمله بردید!...

آیا در امر خلافت ]در غدیر خم[ با من بیعت نکردید!

دومی بر روی شانه‌های حضرت می‌نشیند و می‌گوید: بیعت کن و این اباطیل را کنار بگذار! اگر بیعت نکنی تو را خواهیم کشت! قسم یاد می‌کنیم که گردن تو را خواهیم زد!

امیرمؤمنانعلیه السلام می‌فرمایند: در این صورت بنده خدا و برادر رسول خدا را می‌کشید.

دومی می‌گوید: بنده خدا بودن تو را قبول داریم، اما برادری تو با رسول خدا را انکار می‌کنیم...

سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و ام ایمن و ام سلمه ـ از همسران نیکوکار رسول خداصلی الله علیه وآله ـ، به دفاع از امیرمؤمنان علیه السلام سخن می‌رانند.

اطرافیان خلیفه مجادله می‌کنند و سخن به درازا می‌انجامد و قوم به بیعت یا قتل امیرمؤمنان علیه السلاماصرار می‌ورزند.

مهاجمان دست گره شده امیرمؤمنانعلیه السلام را بالا می‌آورند.

 

*نکته*

1ـ مطالب ذکر شده تماماً از کتب روزشمار فاطمیه (نوشته دکتر عدنان درخشان، انتشارات منیر)، تقویم شیعه (نوشته عبد الحسین نیشابوری، انتشارات دلیل ما) ، هجوم به خانه صدیقه طاهره (نوشته عبد الزهرا مهدی، انتشارات تک) و بیت الاحزان (ترجمه محمد باقر محبوب القلوب، انتشارات آفاق) می­باشد و سعی شده است دخل و تصرفی در عبارت­ها نشود.

2ـ بسیاری از روزها و تاریخ­هایی که ذکر شده است، تقریبی و تخمنی می­باشند و اقوال دیگری در برخی از روایات یا نقل­های تاریخی وجود دارد که به دلیل مختصر بودن گزارش از ذکر آنها خودداری شده است.

 

 

 

 


[1]. اعراف / 150.