روز مباهله و روز خاتم بخشى و نزول سوره هل اتى

1. روز مباهله


اين روز از يك سو روز مباهله اهل بيت (عليهم السلام ) با نصاراى نجران است و از سوى ديگر نزول آيه تطهير در شاءن اهل بيت (عليها السلام ) در اين روز بوده است .
هنگامى كه اين آيه نازل شد پيامبر (صلى الله عليه و آله ) على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام ) را فراخواند و فرمود: اللهم هؤلاء اهلى :  بارالها اينان اهل من هستند.
نامه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) به نصاراى نجران
در سال دهم هجرى پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نامه اى به نصارى نجران فرستادند، به اين مضمون كه خداوند يكتا را عبادت كنند و مسلمان شوند، يا به مسلمين جزيه بدهند و به مذهب خود باشند و گرنه آماده جنگ باشند.
بنى نجران در كليساى بزرگ خود به مشورت پرداختند، عده اى مانند سيد كه از بزرگان قوم بود و عاقب كه اسقف نجران بود مخالفت خود را با تسليم در برابر خواسته پيامبر (صلى الله عليه و آله ) اعلام كردند. در مقابل عده اى مانند ابو حارثه اسقف اعظم نجران كه 120 سال عمر داشت و در باطن مسلمان بود با امر پيامبر (صلى الله عليه و آله ) موافق بودند. بعد از دو روز مشورت قرار شد كتاب ((جامعه )) را كه صفات پيامبر (صلى الله عليه و آله ) بعد از حضرت عيسى (عليه السلام ) را ذكر كرده بود، و صحيفه حضرت شيث (عليه السلام ) را بخوانند. در حضور جمع مسيحيان و فرستادگان پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فصلهاى جامعه قرائت شد و با اذعان به آنچه در جامعه آمده بود تصميم گرفتند هفتاد نفر از جمله سيد و عاقب و ابو حارثه را براى تحقيق به مدينه بفرستند.
نجرانيان در مدينه
آنان به مدينه آمدند و خدمت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) شرفياب شدند. هر چه آن حضرت دليل و برهان آورد آنان قبول نكردند و امر به مباهله واگذار شد. جبرئيل (عليه السلام ) نازل شد و اين آيه را آورد: فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع اءبنائنا و اءبنائكم و نسائنا و نسائكم و اءنفسنا و اءنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله على الكاذبين:  اگر كسى با تو مجادله كند بعد از علمى كه نزد تو آمده ، بگو بياييد تا فراخوانيم پسران خود و زنهاى خود و كسى كه به منزله جان ماست . آنگاه نفرين كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم .
لذا قرار بر مباهله شد و سيد و عاقب به محل اردوى خود در خارج مدينه رفتند. آنان با يكديگر مشورت كردند و بعضى از علماى آنها گفتند:  اگر فردا محمد با اصحاب و جمعى كثير براى مباهله حاضر شود اين روش پادشاهان است و ترسى به خود راه ندهيد. ولى اگر خواص اهل بيت خود را آورده اين كار انبياء است.
مراسم مباهله
روز ديگر هنگام بالا آمدن آفتاب ، پيامبر (صلى الله عليه و آله ) دست على بن ابى طالب (عليه السلام ) را گرفت و از حجره بيرون آمد. امام حسن و امام حسين (عليهم السلام ) را پيش رو روانه فرمود و حضرت صديقه كبرى فاطمه زهرا (عليها السلام ) از پشت سر آمدند، تا بين دو درختى كه قبلا تعيين شده بود رسيدند. قبلا به دستور حضرت زير آن دو درخت را جارو زدند، و به عنوان سايه بان عباى سياهى بالاى درخت قرار دادند. مسلمانان مدينه هم آمدند، بنى نجران هم با فرزندان خود آمدند. پيامبر (صلى الله عليه و آله ) كسى را نزد سيد و عاقب فرستاد كه ما آماده ايم .
اسقف با همراهان آمد و گفت : با چه كسانى با ما مباهله مى كنيد؟ پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود: با بهترين اهل زمين و نيكوترين جهانيان نزد خداوند متعال زيرا كه از طرف خداوند متعال امر شده ام كه آنها را بياورم ، و اشاره به آل عبا (عليهم السلام ) فرمودند.
سيد و عاقب و اسقف همين كه چشمشان به پيامبر (صلى الله عليه و آله ) و آل عبا (عليهم السلام ) افتاد، وحشت كردند به حدى كه چهره هايشان زرد شد. ابوحارثكه ميل به اسلام داشت فرصت را مغتنم شمرده ، پا پيش گذاشت و دست سيد و عاقب را گرفته پس كشيد و آنها را نصيحت كرد و از عواقب اين مباهله مطلع كرد و گفت : صفات او و اهل بيت او را در كتابها خوانده ايد. اين محمد همان پيامبر است ، مگر نمى بينيد ابرهاى سياه را، و دگرگونى آفتاب را، و شاخه هاى درختان را كه خم شده ، و صداى مرغان ، و دود سياه اطراف و آثار زلزله را كه در كوهها نمودار شده است . آن بزرگواران منتظرند كه دست به دعا بردارند. به خدا قسم اگر سخنى گويند از ما نشانى نمى ماند. برويم و با او صلح كنيم .
پرهيز نجرانيان از مباهله
او را فرستادند و ابو حارث مسلمان شد و عرض كرد: مردم نجران پشيمان شده اند. حضرت فرمود: اسلام بياورند. گفت : قبول نمى كنند. فرمود: آماده جنگ باشند. گفت : قدرت اين كار را ندارند، ولى حاضرند جزيه را قبول كنند.
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) به امير المؤ منين (عليه السلام ) فرمودند: شرايط ذمه و مقدار آن را به آنها بگوييد. بعد از معين نمودند جزيه و شرايط آن ، امير المؤ منين (عليه السلام ) آنها را نزد پيامبر (صلى الله عليه و آله ) آوردند، و پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمودند: اگر با من و اين جماعت اهل بيت من مباهله مى نموديد، به صورت ميمون و خوك مى شديد و اين وادى بر شما آتش مى شد و يك سال نمى گذشت كه تمامى نصارى نابود مى شدند.


2. روز خاتم بخشى


در اين روز امير المؤ منين (عليه السلام ) در مسجد پيامبر (صلى الله عليه و آله ) انگشتر خود خود را در حالت ركوع به سائل بخشيد، و آيه مباركه انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه و يؤ تون الزكاه و هم راكعون در شاءن آن حضرت نازل شد. از امير المؤ منين (عليه السلام ) معناى اين آيه شريفه را سؤ ال كردند كه مى فرمايد: يعرفون نعمه الله ثم ينكرونها: ((نعمت خداوند را مى شناسند و سپس آن را انكار مى كنند. حضرت فرمودند: هنگامى كه آيه مباركه انما وليكم الله نازل شد، عده اى اصحاب پيامبر (صلى الله عليه و آله ) در مسجد مدينه جمع شدند. بعضى به بعض ديگر گفتند: درباره اين آيه چه مى گوييد؟ بعضى گفتند: اگر منكر اين آيه بشويم ساير آيات را هم بايد منكر شويم و اگر ايمان به اين آيه بياوريم و قبول كنيم براى ما ذلت است ، زيرا على بن ابى طالب (عليه السلام ) بر ما مسلط مى شود. عده اى از منافقين گفتند: ما مى دانيم كه محمد در آنچه مى گويد صادق است . او را به ظاهر دوست داريم ، ولى از على در آنچه امر مى كند اطاعت نمى كنيم .
حضرت فرمودند: در اين هنگام اين آيه نازل شد: يعرفون نعمه الله ثم ينكرونها...، يعنى : ولايت على بن ابى طالب (عليه السلام ) را مى شناسند و حال اينكه اكثر آنها كه آن را مى شناسند نسبت به ولايت آن حضرت كافرند.
بعضى از مخالفين گفته اند: براى كسى اتفاق نيفتاده كه در يك زمان جمع بين دو عبادت مالى و بدنى بنمايند مگر على بن ابى طالب (عليه السلام )، و براى احدى نيامده از فضايل مثل آنچه براى على (عليه السلام ) آمده است .
در اين روز امير المؤ منين (عليه السلام ) در مسجد پيامبر (صلى الله عليه و آله ) انگشتر خود خود را در حالت ركوع به سائل بخشيد، و آيه مباركه انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه و يؤ تون الزكاه و هم راكعون  در شاءن آن حضرت نازل شد. از امير المؤ منين (عليه السلام ) معناى اين آيه شريفه را سؤ ال كردند كه مى فرمايد: يعرفون نعمه الله ثم ينكرونها: نعمت خداوند را مى شناسند و سپس آن را انكار مى كنند. حضرت فرمودند: هنگامى كه آيه مباركه انما وليكم الله نازل شد، عده اى اصحاب پيامبر (صلى الله عليه و آله ) در مسجد مدينه جمع شدند. بعضى به بعض ديگر گفتند: درباره اين آيه چه مى گوييد؟ بعضى گفتند: اگر منكر اين آيه بشويم ساير آيات را هم بايد منكر شويم و اگر ايمان به اين آيه بياوريم و قبول كنيم براى ما ذلت است ، زيرا على بن ابى طالب (عليه السلام ) بر ما مسلط مى شود. عده اى از منافقين گفتند: ما مى دانيم كه محمد در آنچه مى گويد صادق است . او را به ظاهر دوست داريم ، ولى از على در آنچه امر مى كند اطاعت نمى كنيم .
حضرت فرمودند: در اين هنگام اين آيه نازل شد: يعرفون نعمه الله ثم ينكرونها...، يعنى : ولايت على بن ابى طالب (عليه السلام ) را مى شناسند و حال اينكه اكثر آنها كه آن را مى شناسند نسبت به ولايت آن حضرت كافرند.
بعضى از مخالفين گفته اند: براى كسى اتفاق نيفتاده كه در يك زمان جمع بين دو عبادت مالى و بدنى بنمايند مگر على بن ابى طالب (عليه السلام )، و براى احدى نيامده از فضايل مثل آنچه براى على (عليه السلام ) آمده است .

3. نزول سوره هل اتى


در اين روز سوره هل اتى  در شاءن امير المؤ منين و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسين (عليه السلام ) نازل شده است . اين مهم بعد از سه روز روزه آنان و اعطاى افطارشان به مسكين و يتيم و اسير بود كه طعام بهشتى نازل شده . بنابر نقلى روز 25 ذى الحجه سوره مباركه نازل شد.
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند: آن كاسه اى كه طعام از بهشت آوردند و آن بزرگواران ميل كردند نزد ماست و حضرت صاحب الامر (عليه السلام ) آن را ظاهر خواهد كرد، و طعام بهشتى از آن تناول خواهند فرمود.

 

دسته بندی ماه نوشت: 

افزودن دیدگاه

مطالب مرتبط با این نوشته