رفتن به محتوای اصلی

شهادت شهید اول ( محمد بن مکی عاملی ) سال 786 هجری

مـحـمد بن مكی، معروف به شهید اول شاگرد فخرالمحققین، یكی از اعاظم فقهای شیعه اسـت او در ردیـف محقق حلی و علامه حلی است اهل جبل عامل است كه منطقه ای است در جنوب لبنان و از قدیمی ترین مراكز تشیع است و هم اكنون نیز یك مركز شیعی است

شـهـیـد اول در سال ۷۳۴ متولد شده و در ۷۸۶ به فتوای یك فقیه مالکی مذهب و تاییدیك فقیه شافعی مـذهب، شهید شده است او شاگرد شاگردان علامه حلی، از آن جمله فخرالمحققین، فـرزنـدعلامه حلی بوده است

شـهـید اول در خانواده علم و فضیلت رشد و نما یافته بود پدر، جد، تا چندین پشت از علما و فقها بـوده انـد، آنچنان كه فرزندان و خاندان او اعم از پسر و دختر، ازدانشمندان و اهل كمال و معرفت بـوده انـد و از او سـه پـسر مجتهد و عالم و یك همسرفقیهه و یك دختر عالمه و فاضله به یادگار مانده .

او یـكـی از پراستادترین فقهای نامدار شیعه است و از سید صدر كركی دخترزاده محقق نقل شده اسـت كـه او بـیـش از هـزار اجازه روایتی و اجتهادی از اساتیدرا با خود همراه داشته است كه در محضر بیشتر آنان تلمذ نموده بود

شهید اول پس از سال ها اقامت در شهر حلّه ، در سال 755 ق به زادگاهش «جِزیّن» در جبل عامل بازگشت و مورد استقبال مردم دانش دوست آن دیار قرار گرفت. او پس از بازگشت به وطن، بی درنگ در حزیّن مدرسه ای تأسیس کرد که از بقیه مدارس جبل عامل، پیشرفته تر و در تدریس فقه و اصول پیش گام تر بود. در حقیقت شهید اول فکر و اندیشه فقهی، اصولی و کلامی علاّمه و فرزندش فخرالمحققین را به جبل عامل منتقل کرد و شاگردان زیادی تربیت و به جهان اسلام تقدیم نمود که همگی از بزرگان و اندیشمندان به نام بودند.

شهید اول علاوه بر آگاهی کامل از فقه غنی شیعه با دانشمندان نامور اهل سنت نیز مرتبط بود. او چنان بر نظریات فقهی آنان آگاهی و تسلط داشت که اهل سنت در اعمال عبادی و مسایل مذهبی به وی مراجعه می کردند و وی در هر مورد بر طبق مذهب آنان فتوا می داد. او خود در این باره چنین می گوید: «من مصنّفات و مروّیات حدود چهل تن از علمای مکه، مدینه، بغداد، دمشق، بیت المقدس و مقام خلیل (در فلسطین) را از آنان روایت می کنم. من صحیح بخاری را از گروه زیادی به سند خود آنها از بخاری، و نیز صحیح مسلم، مُسند ابی داود، جامع تِرْمِذی، مسند احمد و دیگر کتاب های آنان را روایت می کنم.»

مشهورترین اثرش کتاب ارزشمند اللُمْعَة الدمشقیه است که عالی ترین منبع و متن متقنی در فقه شیعه، مشتمل بر تمام ابواب فقه از بحث طهارت تا احکام دیه است. تاکنون شرح های زیادی بر آن نگاشته اند که مشهورترین آنها شرحی است که شهید ثانی بر آن نوشته است و به الروضة البَهیّه مشهور است. این کتاب گران سنگ متن درسی فقه حوزه های علمیه است و چندین قرن است که در حوزه های علوم اسلامی تدریس می شود و دانش پژوهان علاقه مند به معارف اهل بیت عصمت و طهارت از آن بهره مند می شوند.

شهید اول مدتی را در دمشق به سر برد و در آن جا به تحصیل و تدریس ادامه داد. بیشترین زمان تحصیل، تدریس و تحقیق و نیز اجازاتی که به شاگردانش داده است در این شهر بوده است. شهید ثانی در این باره می نویسد: «چهارفرزند شهید اول، در شام متولد شدند. ولادت فرزندانش در شام، دلیلی است که مدت زیادی در آن جا اقامت داشته، در عین این که به زادگاهش و شهرها و کشورهای اسلامی نیز مسافرت کرده است.»

در این زمان آوازه دانش، فضل و تقوای شهید، از دمشق به سراسر جهان اسلام رسید و به مثابه یگانه مرجع دین و بزرگ ترین فقیه شیعی مشهور گشت و پیوسته دانشمندان، شیعیان و حاکمان شیعه با او مرتبط بودند و ابراز علاقه و محبت می کردند.

سلطان علی بن مؤید، آخرین زمامدار سربداران، از زمامداران شیعه است که با فرستادن نامه و هدایایی نظیر نسخه ای از قرآن مجید و کتاب صحیفه سجادیه برای شهید اول، دوستی و اخلاص خویش را نسبت به مرجع بزرگ خود اظهار کرد. او هم چنین بعدها به طور رسمی از شهید اول دعوت کرد تا با آمدن به خراسان، در کنار مرقد مطهر هشتمین امام معصوم، حضرت رضا علیه السلام ، منصب زعامت و مرجعیت را به عهده بگیرد تا شیعیان این منطقه که تشنه حق و عدالتند از وجود پرفیض دانشمند گران قدرشان استفاده نمایند. او در نامه خویش برای شهید چنین نوشت: «به عرض آن جناب می رسانم که شیعیان خراسان تشنه دیدار شما و فیض بردن از دریای فضل و دانشتان هستند... . از خدای متعال مسئلت داریم که حضرتت به ما افتخار حضور و افشاندن نور بخشد، تا از علمش پیروی کنیم و از راه و رسمش رفتار آموزیم.»

شهید اول را در سال 784 ق عده ای از روبَه صفتان و مکاران سیه دل و حسود به اتهامات واهی و ساختگی به زندان انداختند.

در زمان شهید اول، حاكم دمشق شخصي به نام ((بيرمر)) بود و بانفوذترین عالم شام نيز قاضي برهان الدين ابراهيم . شخصي به نام يوسف بن يحيي به علت خصومتي كه از قبل با شهيد اول داشت، کم کم بغض چندان وجودش را گرفت که در پی انتقام از شهيد و پيروان وي برآمد. یوسف روزی طوماري مشتمل بر مطالبي خلاف واقع و نامشروع به عنوان فتاوي شمس‌الدين محمد تنظيم کرد و هفتاد نفر از پيروانش آن را امضا نمودند. وي طومار را به اهل تسنن نشان داد و در حدود يك هزار نفر از ايشان نيز به آن گواهي دادند. طومار را نزد قاضي بيروت و صیدا برد و آن دو قاضي آن را به قاضي شام ارجاع دادند او هم شهيد را احضار كرد و از او درخواست كرد كه توبه كند ولي شهيد نپذيرفت و با اينكه به مدت يك سال در زندان به سر برد زیر بار این تهمت و توبه نرفت چرا كه قبول توبه به منزله قبول اتهامات بود.

شهید اول سرانجام در روز پنجشنبه نهم جمادی الاول 786 ق در سن 52 سالگی، پس از محاکمه و صدور حکم قتل وی توسط قضات درباری، لباس مجرمين به وي پوشاندند و آن فقيه بزرگوار را در قلعه شام با شمشير به شهادت رساندند پس از شهادت، بدن مقدسش را به دار زدند و سپس سنگسار کردند و آن گاه جسم بی جانش را سوزاندند تا آثاری از او باقی نماند. اینک گرچه از بدن مقدس شهید اول اثری نیست و آرامگاهی ندارد که عاشقانش از تربت پاکش تبرّک جویند، اما فقه و دانشش در قلب شیعیان جای دارد و هر مسجد و مَدرسی آرامگاه و مزار پاک اوست.

رجوع شود به: اعیان الشیعه، سید محسن امین عاملی

 

تخریب مسجد رد الشمس در مدینه به دست وهابیت ملعون، 1422 هجری

 

این مسجد به دستور خود پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و پس از اولین مرتبه ­ی معجزه ردالشمس (بازگرداندن خورشید) برای امیرالمومنین علیه السلام رخ داد.

اتفاق رد الشمس بیش از یک بار رخ داد و علامه سید جعفر مرتضی العاملی کتابی مستقل درباره تعداد و زمان و چگونگی ردالشمس ها نگاشته اند.

آنچه که در ماجرای رد الشمس مهم است این است که دشمنان امیرالمومنین علیه السلام با تمام توان به مبارزه و دروغ انگاری این کرامت بزرگ پرداخته اند و شبهات و اشکالاتی را برای آن تراشیده اند که هم علامه سید جعفر مرتضی عاملی بدانها پرداخته و همه را رد کرده اند و هم علامه امینی رحمه الله در کتاب شریف الغدیر به طور کامل به این مسئله پرداخته و علاوه و بر رد تمام شبهات کوردلان، مواردی از ادعاهای خود آنان در مورد ردالشمس برای خلفا و علمای خود آنان را افشا کرده اند که آنان به ردالشمس برای آن افراد معتقدند و رد الشمس برای آنان هیچ مشکلی ندارد، اما چگونه است که وقتی که نوبت به امیرالمومنین علیه السلام می رسد قابل قبول نیست!

مراجعه شود به کتابهای : ردالشمس لعلی علیه السلام، سید جعفر مرتضی العاملی

الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، علامه امینی رحمه الله، جلد سوم پیرامون حدیث رد الشمس.