رفتن به محتوای اصلی

از نخستین مباحثی که در هر علمی قبل از تعریف و تبیین موضوع و مسائل بدان پرداخته می شود، فایده و ضروت آن علم بوده؛ از اینرو بعد از بیان فایده، ضرورت آن علم دنبال می شود. این یک قانون و اصل مورد قبول بین عقلاست.

از مسائلی که امروزه پیرامون واقعه غدیر مورد غفلت قرار گرفته، فایده و ضرورت آن در عصر حاضر است. موضوع غدیر خم، جانشینی و خلافت حضرت امیر مؤمنان علیه السلام بوده و مسائل بسیاری در این راستا طرح می شود، ولی این سؤال مطرح است که بعد از گذشت یکهزار و چهار صد سال، چه فایده و ضرورتی بر طرح یک واقعه تاریخی است؟

آیا رخدادی بزرگتر از این واقعه، در لابلای اوراق تاریخ رقم نخورده است که چنین اهتمامی بر بزرگداشت آن داده می شود؟

چرا در مکتب امامیه این روز به عنوان عید برتر[1] معرفی شده و برای چنین روزی اعمال ویژه ای را بیان نموده اند؟

  • روزه در روز غدیر برابر با صد حج و صد عمره پذیرفته شده است.[2]
  • یک درهم خرج کردن در غدیر برابر با صد هزار درهم در سایر روزهاست.[3]
  • این روز روز تبسم و روز برکندن جامه سیاه و غم  و روز آراستن است.[4]
  • روز تبریک و تهنیت و شادی است.[5]

 و از منظر برون دینی، امروز در این دهکده جهانی و عصر ارتباطات، چه انگیزه ای بر تبیین مسئله غدیر خم و بازگو کردن آن برای سایر مذاهب می باشد؟

 

عامل الفت و وحدت

از مسائلی که امروزه بشریت را در هراس ونگرانی زیادی قرار داده اختلاف و کشمکشهای عقیدتی است. نزاعها و جنگهایی که در برهه های مختلف اتفاق افتاده، از نزاعهای قبیله ای تا جنگهای جهانی حاصل عدم وحدت و نداشتن معیاری صحیح برای زندگی بشری است.

تا بدان جا که در قرون اولیه ایجاد مدینه فاضله را طرح ریزی کرده و در عرصه کلام جدید، ایده پرویالیسم و تکثر گرایی را مطرح می کنند؛ تا در این بازه بتوانند اختلافات قومی و عقیدتی در میان بشر را کمرنگ کنند.

در جامعه جاهلیت قبل از اسلام که نمادی از انحطاط و رزائل اخلاقی در طول تاریخ است، نیز وجود اختلافات عقیدتی و فکری به عنوان یک نگرانی و پریشانی آن زمان شمرده می شد. از این رو قرآن، بعثت و رهبری پیامبر اسلام  صلی الله علیه و آله را به عنوان یک نعمت سترگ و عامل وحدت و الفت معرفی می نماید.

«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ»[6]

«و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد؛ و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد: آنگاه كه دشمنان [يكديگر] بوديد، پس ميان دلهاى شما الفت انداخت، تا به واسطه نعمت پروردگار برادران هم شديد؛ و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد. اين گونه، خداوند نشانه‏هاى خود را براى شما روشن مى‏كند، باشد كه شما راه يابيد.»

و در جای دیگر می فرماید:

«و نزعنا ما فی صدورهم من غلّ»[7]

وآنچه در دلها از کینه و حسد دارند برمی کنیم و جدا می کنیم تا در صفا و صمیمیت با هم زندگی کنند.

جامعه ای با تعصب و حمیت جاهلی، با وجود جهل و خرافات و نزاعهای قبیله ای، به واسطه چه امری رو به رشد و تکامل رفت و چه عاملی موجب ایجاد الفت و محبت شد، تا آنجا که دو قبیله اوس و خزرج بعد از گذشت حدود یک قرن خونریزی و جنگ در کنار یکدیگر با صلح و صمیمیت و آرامش زندگی کنند؟ به یقین می توان ادعا نمود که اگر ثروت و مال در این زمینه موجب رفع تنازع و اختلاف نشد، بلکه باعث بیشتر شعله ور شدن آتش کینه ها و نزاعها گردید.

 

قرآن مجید بدین نکته اشاره فرموده و عامل الفت و همبستگی را امری غیر از مال و ثروت معرفی می نماید.

«وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ»[8]

«و ميان دلهايشان الفت انداخت، كه اگر آنچه در روى زمين است همه را خرج مى‏كردى نمى‏توانستى ميان دلهايشان الفت برقرار كنى، ولى خدا بود كه ميان آنان الفت انداخت، چرا كه او تواناى حكيم است.»

با توجه به آیات قرآن مجید می توان ادعا نمود آنچه که موجب الفت و همبستگی در میان اقوام و ملتها است و آن امری که موجب وحدت و قرار دادن آحاد ملت در سایه پرچم واحد می باشد؛ وجود رهبری آگاه و دارای سایر کمالات است.  لذا قرآن از این فرد تعبیر به «حبل الله» نموده و او را به عنوان نعمتی فراگیر و موهبتی عظیم قلمداد می نماید.

باید توجه داشت صرف وجود یک سری دستورات و قوانین علاوه بر این که کینه توزی ها و حقد و حسادتها را از بین نمی برد موجب شدت اختلاف نیز می شود چرا که مجرد وجود احکام بدون مجری، به حکم عقل و سیره عقلا، بشریت را به کمال نرسانده و تنها وجود مدیری مدبر به عنوان رهبر و مجری احکام چنین نقشی را ایفا می کند.

رهبری الهی حقیقتی است که تشخص آن به فردی واجد سایر کمالات می باشد که در هر عصری حجت خدا در همان زمان می باشد. در عصر جاهلی، خداوند متعال بر بشر منت نهاد و بواسطه پیامبر دامنه چنین اختلافات و نزاعها برداشته شد؛ از این رو در سایه دو امر اختلاف و نفاق، جای خود را به وحدت و صمیمیت داد: نخست رهبری پیامبر صلی الله علیه و آله و دیگر قبول و پذیرش مردم.

 

اولین خواستگاه از واقعه بی نظیر غدیر، اعتلای وحدت و رفع همان دغدغه بشری بوده که سایر افراد در خط واحد قرار بگیرند. ولی ملاک و محور این الفت و وحدت همان کسی است که به جهت او این رخداد سترگ رقم خورد؛ چرا که شخص او معیاری برای حق و حقیقت بود، بلکه خود او حق مجسم و حائز همه فضائل و کمالات بود. 

 

نتیجه آن که غدیر تنها دارویی است که برای نگرانی بشریت قرار داده شده است. دردی که از آغاز عمر بشریت، انسان از  پیدایش آن هراس داشته و نگران بوده است و جالب آن که دارویی است که تاریخ انقضایی برای آن تعیین نشده و هر فرد و گروهی، در هر زمان به این دارو مراجعه کند بهره مند شده  و از درد خود در امان می ماند.

وجود فردی در راس هرم جامعه با ویژگیهای خدادادی به عنون الگو، موجب پیدایش همان مدینه فاضله ای است که قرنهای متمادی به جستجوی آن می پردازد. 

امروزه این آرمان زمانی شکوفا می شود که آحاد ملتها  در مقابل این الگو و اسوه که در غدیر معرفی شد، منقاد بوده و کرنش نمایند. لذا رفع این تنازعات و اختلافات بشری به دو چیز است: عینیت فردی همچون پیامبر که قرآن وی را به عنوان عامل الفت و نعمت معرفی نموده و دیگر قبول و پذیرش مردم.

تشخص عامل الفت و وحدت، همان فردی است که در روز غدیر به عنوان رهبر و امام معرفی شد و به عبارت دیگر غدیر واگویه  ای دیگر از آیه اعتصام و دستور به تمسک همگانی بر حبل الله می باشد و این عنوان حبل الله و بحث غدیر را میتوان در کلام گهربار پیامبر رحمت یافت؛ زمانی که بارها و بارها حدیث ثقلین را بر افراد گوشزد نمود و تمسک به قرآن و عترت را تنها عامل وحدت و همبستگی و عدم ضلالت معرفی نمود.

**********

ادعای ما چنین است که غدیر صرفا یک واقعیت تاریخی نبوده که اوراقی از دفتر تاریخ نگاران را پر کرده باشد. غدیر یک حقیقت و یک باور ماندگار و تاثیر گزار بر روان و جسم جامعه بشریت است.

به واقع می توان گفت غدیر متعلق به مذهب و مکتب خاصی نیست و وابسته به آحاد جامعه بشریت است.

غدیر برکه ای است که هر فرد تشنه و جویای حق و حقیقت و کمال و ترقی را در کنار خود جای داده و از این رهگذر ایشان را سیراب می نماید؛ منتهی احساس تشنگی و نیاز به آب و از سویی نیاز به نقشه راه ضرورتی برای این غایت است.

 

در پرونده های دیگر به ادامه این بحث می پردازیم و دیگر فایده ها و ضرورتهای غدیر را مورد گفتگو قرار می دهیم.



[1] . امالی شیخ صدوق : 188.

[2] . تهذیب، شیخ طوسی 3 / 143.

[3] . بحار الانوار 95/302.

[4] . اقبال 2/306.

[5] . همان.

[6] . آل عمران : 103.

[7] . اعراف : 43.

[8] . انفال : 63.