رفتن به محتوای اصلی

یزید بن معاویه لعنة الله علیمها سه سال بر کرسی خلافت غاصبانه نشست و سه جنایت بزرگ را رقم زد، سال اول قتل امام حسین علیه السلام و ماجرای کربلا و اسارت نوامیس اهل بیت علیهم السلام ، سال دوم حمله به مدینه و فاجعه حره و سال سوم هم محاصره کعبه شریف و سوزاندن آن با منجنیق، تا اینکه یک روز یک پای او در رکاب اسب گیر کرد، اسب رم کرد و او را بر زمین کشید و در بدترین حالت کشته شد و از بدن او فقط یک پایش را که در رکاب اسب به جا مانده بود پیدا کردند، پس از کشته شدن او، پسرش معاویه بن یزید، که شیعه و معتقد به امامت امام سجاد علیه السلام بود، به خلافت رسید.

او در اولین سخنرانی خود به جدش معاویه تاخت و او را غاصب خواند، همچنین پدرش را قاتل امام حسین علیه السلام خواند و از بنی امیه خواست که او را واگذارند تا خلافت را به اهلش بسپارد، او قصد داشت که خلافت را به امام سجاد علیه السلام واگذار کند.

بنی امیه هم با او بیعت کردند اما از او خواستند تا به آنان فرصتی بدهد که درباره این کار بیندیشند، این کار شش ماه طول کشید تا اینکه او را مسموم کرده و به شهادت رساندند، پس از شهادت او درباره بین خلیفه بعدی بین آنان اختلاف افتاد و حدود یک سال کرسی خلافت خالی بود و در این مدت مروان بن حکم به طور موقت خلیفه بود تا اینکه در سال 65 بر عبدالملک بن مروان اتفاق کردند و با او به عنوان خلیفه بیعت کردند.

علی کورانی عاملی، عصر الشیعة، ص32