قيام مختار

قلائد النحور: ج ربيع الثانى ، ص 225 - 229. فرسان الهيجاء: ج 2 ص 217. بحار الانوار: ج 45 ص 333 مستدرك سفينه البحار: ج 4 ص 68. وقايع الايام : ج ربيع الاول و ربيع الثانى ، ص 226.


در اين روز مختار شاد كننده دلهاى شكسته اهل بيت (عليهم السلام ) با نداى يا لثارات الحسين در كوفه قيام كرد. مختار در سال اول هجرت در طائف به دنيا آمد و در سال 67 ه‍ در كوفه به دست مصعب بن زبير به شهادت رسيد.

كنيه او ابواسحاق است . ابوعبيده ، پدرش از صحابه بزرگ بود كه در جنگ با فارس شهيد شد. بعد از پدر، دو برادرش حكم و جبير شهيد شدند.
مختار در هيجده ماه حكومتش ، هيجده هزار نفر از قاتلين سيد الشهداء (عليه السلام ) را به جهنم فرستاد. اين به غير از كسانى است كه به دست اصحاب و ياران او و ابراهيم بن مالك اشتر در بيرون كوفه و در كنار نهر خازر كشته شدند.
سعد عموى مختار از طرف امير المؤ منين و امام حسن (عليهم السلام ) والى مداين بود، و هر گاه جايى مى رفت مختار را به جاى خود مى گذاشت .
امير المؤ منين (عليه السلام ) به او خبر از فتح و ظفر دادند، و ميثم تمار در زندان كوفه او را بشارت داد.
در روز عيد قربان ابو محمد حكم بن مختار خدمت امام باقر (عليه السلام ) آمد. بعد از اينكه خود را معرفى كرد، امام باقر (عليه السلام ) او را نزد خود خواند و او عرض كرد: آقاى من ، مردم درباره پدر من بسيار سخن مى گويند. به خدا قسم سخن درست كلام شماست و هر چه شما بفرماييد آن را قبول دارم . امام (عليه السلام ) فرمود: سبحان الله . پدرم خبر داد كه مهريه مادر من از پولى بود كه مختار آن را براى پدرم فرستاد. مختار خانه هاى خراب ما را آباد كرد، و دشمنان ما را به قتل رسانيد، و هر خونى كه از ما ريخته شد طلب نمود. آنگاه سه مرتبه فرمودرحم الله اباك . (خداوند پدرت را رحمت کند).

بحار الانوار، ج45، ص343 به نقل از رجال کشّی.


در كودكى ، امير المؤ منين (عليه السلام ) او را روى زانوى خويش مى نشاند و به او لطف و مرحمت مى فرمود. امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايد: بخدا قسم پدرم مرا خبر داد كه مختار نزد فاطمه بنت امير المؤمنين (عليه السلام ) مى آمد، و آن مخدره براى او فرش پهن نموده پشتى برايش مى گذاشت . سپس فرمود هر حقى كه ما نزد كسى داشتيم او مطالبه نمود.
در روايت ديگر مى فرمايد هنگامى كه مختار سر نحس عبيد الله را براى امام زين العابدين (عليه السلام ) فرستاد، آن حضرت سر سفره بود و خوشحال شد و دعا فرمود.

فرسان الهيجاء: ج 2 ص 198، 199، 244، 245.

 

دسته بندی ماه نوشت: 

افزودن دیدگاه

مطالب مرتبط با این نوشته