نوشتن صحيفه ملعونه و وفات ماريه قبطيه

.1 نوشتن صحيفه ملعونه


در اين ماه در سال 11 ه‍ صحيفه ملعونه دوم نوشته شد و به امضاء منافقين رسيد (بحار الانوار: ج 28 ص 104 )
محتواى آن چنين بود كه نگذارند خلافت و امامت مسلمين بعد از پيامبر(صلى الله عليه و آله ) به على بن ابى طالب (عليه السلام ) برسد، و بر اساس آن مقدمات و زمينه هاى غصب خلافت و گرفتن بيعت از آن حضرت به هر صورت ممكن را فراهم نمودند. با نوشتن آن صحيفه اساس ظلم و ستم به اهل بيت (عليهم السلام ) را بنا نهادند، كه به فرموده امام صادق (عليه السلام )اذا كتب الكتاب قتل الحسين (عليه السلام ) هنگامى كه صحيفه ملعونه نوشته شد امام حسين (عليه السلام ) به شهادت رسيد. (بحار الانوار: ج 24 ص 366، ج 28 ص 123، ج 31 ص 635. تفسير نور الثقلين : ج 4 ص 616. تاءويل الآيات : ج 2 ص 672. )

 

.2وفات ماريه قبطيه


در ماه محرم سال 15 ه‍ (يا16 ه‍) ماريه قبطيه رحلت فرمود (رياحين الشريعه : ج 2 ص 342. البدايه و النهايه : ج 5 ص 326 )
پیامبر گرامی اسلام(ص) در سال ششم هجری تصمیم گرفتند رسالت جهانی خویش را اعلام کنند و همه مردم مناطق مختلف جهان را به اسلام دعوت نمایند، و لذا گروهی از مسلمانان را به عنوان نماینده به سوی حاکمان و پادشاهان آن روز جهان اعزام فرمودند و به هر یک نامه ای نوشته و آنان را به اسلام دعوت کردند و اعلام کردند که اگر مسلمان بشوید سالم مانده و بر حکومت خود ابقاء خواهید شد مضون همه نامه ها تقریبا همین بود.

در همین راستا حاطب بن ابی بلتعه به سوی مصر حرکت کرد تا نامه پیامبر(ص) را به مقوقس حاکم اسکندریه تسلیم نماید. او نامه پیامبر را گرفت و پس از خواندن نامه، آن را در جایگاهی از عاج قرار داد و بر آن مهر زد و به کنیز خود داد تا از آن محاظفت نماید. سپس با احترام به نامه پیامبر(ص) جواب داد که: «ما می دانستیم پیامبری باقی مانده و فرستاده ات را گرامی داشتیم» مقوقس همراه آن نامه دو کنیز برای پیامبراکرم(ص) هدیه فرستاد که یکی ماریه قبطیه بود و دیگری خواهر وی به نام «سیرین» و غلامی نیز به نام جریح را مأمور کرد که خدمتگزار آنان باشد. حاکم اسکندریه هر چند با ادب و احترام جواب پیامبر را داد و با احترام تمام فرستاده پیامبر(ص) را باز گرداند ولی اسلام را نپذیرفت.

ماریه از حفن از منطقه ایضنا بود. وی گرچه غیر مسلمان ولی از اهل کتاب بود از این رو پیامبر هدیه مقوقس را پذیرفت.

انتخاب ماریه

ماریه که برخی وی را دختر شمعون دانسته اند به دست رسول گرامی(ص) مسلمان شد و حضرت وی را به عنوان همسر خود برگزید و خواهرش سیرین را به ازدواج حسان بن ثابت شاعر و ادیب معروف در آورد که از وی دارای فرزندی به نام عبدالرحمن گردید. ماریه که شاید بتوان گفت همان نام مریم می باشد از قبیله «قبطیه» درمصر می باشد و لذا به «ماریه قبطیه» معروف است.

در وصف ماریه نوشته اند: «کانت بیضاء جعدة جمیلة؛ او سفید نیکو و دارای موهای مجعد و پیچیده بود» که باعث اعجاب و شگفتی پیامبر اکرم(ص) گردید، او پس از اینکه مسلمان شد انسانی شریف، متدین و مقید به آداب دینی بود.

ماریه قبطیه بسیار مورد توجه و احترام پیغمبر اکرم(ص) بوده، او در جمع همسران رسول اکرم(ص) بعد از حضرت خدیجه(ع) دومین خانمی بود که از آن حضرت صاحب فرزند شد و همین نیز حساسیت زنانه برخی از همسران پیامبر اکرم(ص) را برانگیخت و افرادی مانند عایشه دختر ابوبکر و حفصه دختر عمر آشکارا به وی رشک می بردند و از سر حسادت به ناروا وی را متهم می کردند!!

حساسیت و حسادت

انتخاب ماریه و ازدواج پیامبر اکرم(ص) با وی که به قول عایشه سفید و زیبا بود، حساسیت دیگر زنان پیامبر به ویژه عایشه را برانگیخت، وی ماریه را رقیب خود می دانست  (رياحين الشريعه : ج 2 ص 342. الطبقات الكبرى : ج 8 ص 213. الاصابه : ص 311 ). که باعث اعجاب پیامبر گردیده است خود گوید:

«زندگی برای من سخت نبود، جز سختی که از ناحیه ماریه تحمل کردم زیرا او زنی زیبا، دارای موهای پیچیده و باعث اعجاب پیامبر(ص) بوده و پیامبر(ص) ابتدا که او را آورده بودند، وی را در خانه حارثة بن نعمان جای داد او همسایه ما بود، بیشتر شب و روز را نزد وی بود تا اینکه صدایم بلند شد و اعتراض کردم. پیامبر(ص) او را به منطقه عالیه که با مرکز شهر مدینه فاصله داشت منتقل کرد تا از حساسیت ها کاسته شود ولی در همانجا هم پیامبر(ص) نزد وی می رفت و این برای ما سخت تر بود»

بدیهی است آنچه عایشه گفته از سر حسادت و آمیخته به مبالغه است اما نشانه توجه پیامبر اکرم(ص) به ماریه است. دوری ماریه ظاهرا باعث شد که وی از گوشه و کنایه های برخی زنان و آزارهای احتمالی عایشه در امان باشد اما از محبوبیت وی کاسته نشد.

تولد ابراهیم

ماریه قبطیه حامله می شود سلمی همسر ابورافع که قابله وی بود خبر تولد ابراهیم فرزند پیامبر را به شوهرش ابورافع می دهد او پیامبر اکرم(ص) را مطلع می کند حضرت هم به جهت این بشارت بنده ای را به ابورافع می بخشد و از حضور این مولود جدید بسیار خوشحال می گردد این اتفاق خجسته در ذی حجه سال هشتم هجری رخ می دهد.

در روز هفتم تولدش او را عقیقه (گوسفندی برایش قربانی) می کند و سرش را می تراشد و به وزن موهای سرش نقره به مساکین و فقیران صدقه می دهد و دستور می دهد که موهایش را در زمین دفن کنند. تولد این فرزند نیز حساسیت های بیشتری از ناحیه برخی زنان پیامبر(ص) نسبت به ماریه برمی انگیزد و حوادث دیگری را به دنبال دارد که اکنون مجال نقل آن نیست. ابراهیم در هیجدهم ماه رجب سال دهم هجری، در شیرخوارگی در سن 18 ماهگی از دنیا رفت و در بقیع دفن گردید. و پیامبر اکرم(ص) در غم او اندوهگین شد. و فرموده: این غم، اشک را جاری می کند و قلب را اندوهناک و چیزی نمی گوییم که باعث سخط پرورگار گردد. و آن حضرت اینگونه به مصیبت دیدگان درس می دهد.

زندگانی و درگذشت ماریه

ماریه در منطقه عالیه از شهر مدینه که مشهور به مشربه ام ابراهیم است زندگی می کرد. اکنون این مشربه به صورت قبرستانی مخروبه است و قبر مادر امام رضا(ع) و جمعی از امام زادگان و دوستداران اهل بیت(ع) در آنجاست. از آنجا که ایرانیان گاهی برای زیارت به آنجا می رفتند در سال های اخیر دیوارهای بلندی برای آن ساخته و اجازه بازدید از آنجا را نمی دهند. ماریه زندگی آرام و شرافتمندانه خود را پس از پیامبر(ص) ادامه داد و پنج سال بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) در زمان خلافت عمر در محرم سال 16 هجری درگذشت و در بقیع دفن شد.

ماریه از چنان کمالات ظاهری و باطنی برخوردار بود که جز نیکی در وصف او نگفتند و رقیبان به توصیف و تعریف او پرداخته اند و این افتخار نصیب وی گشت که دومین فرزند بعد از بعثت پیامبر از دامن وی برخیزد هم جایگاه زندگی اش باقی بماند و هم جایگاه دفن فرزند خردسالش. یادش گرامی باد.

سرانجام اين حسادت باعث شد تهمتى به جناب ماريه زد و آيه اى در تقبيح اين كار عايشه نازل شد، كه در تفاسير شيعه و سنى به تفصيل توضيح داده شده است . جناب ماريه بعد از پيامبر (صلى الله عليه و آله ) در مدينه طيبه رحلت فرمود.

دسته بندی ماه نوشت: 

افزودن دیدگاه

مطالب مرتبط با این نوشته