رفتن به محتوای اصلی

مرحوم حاج شیخ عباس قمی مینویسد:

بدان كه بعد از ثبوت عصمت و جلالت ائمّه هدى عليهم السّلام بايد كه آنچه از ايشان واقع شود، مؤمنان تسليم و انقياد نمايند و در مقام شبهه و اعتراض در نيايند، زيرا كه آنچه ايشان مى ‏كنند از جانب خداوند عالميان است، و اعتراض بر ايشان اعتراض بر خدا است چه به روايت معتبر رسيده كه حقّ تعالى صحيفه‏اى از آسمان براى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرستاد و بر آن صحيفه دوازده مهر بود، هر امامى مهر خود را بر مى‏داشت و به آنچه در تحت آن مهر نوشته بود عمل مى‏كرد، چگونه روا باشد به عقل ناقص خود اعتراض كردن بر گروهى كه حجّتهاى خداوند عالميانند در زمين، گفته ايشان گفته خداست، كرده ايشان كرده خداست.

شيخ صدوق و مفيد و ديگران روايت كرده‏اند كه بعد از شهادت امير المؤمنين عليه السّلام حضرت امام حسن عليه السّلام بر منبر بر آمد، خطبه بليغى مشتمل بر معارف ربّانى و حقايق سبحانى ادا نمود فرمود: كه ماييم حزب اللّه كه غالبيم، ماييم عترت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم كه از همه كس به آن حضرت نزديكتريم، ماييم اهل بيت رسالت كه از گناهان و بدى‏ها معصوم و مطهّريم، ماييم يكى از دو چيز بزرگ كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلم به جاى خود در ميان امّت گذاشت و فرمود كه:

انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى. ماييم كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم ما را جفت كتاب خدا گردانيد و علم تنزيل و تأويل قرآن را به ما داد، و در قرآن به يقين سخن مى‏گوييم، و به ظنّ و گمان تأويل آيات آن نمى‏كنيم، پس اطاعت كنيد ما را كه اطاعت ما از جانب خدا بر شما واجب شده است، و اطاعت ما را به اطاعت خود و رسول خود مقرون گردانيده است و فرموده است:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ...

 

منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏1، ص: 536