هدایتی قطعی- بخش ششم

...اما فرمایش خدای عزوجل: خدا را فراموش کردند پس ما آنها را فراموش کردیم یعنی آنها در دنیا خدا را فراموش کردند و بندگی او را نکردند پس آنها را در آخرت فراموش کردیم یعنی برای آنها ثوابی قرار ندادیم پس از خیر و پاداش آنها را وامی گذارد و همین طوراست تفسیر فرمایش خدای عزوجل: پس امروز آنها را فراموش می کنیم همانگونه که آنها امروزشان را فراموش کردند مراد از فراموشی این است که به آنها پاداشی نمی دهد همانگونه به اولیاء  خود که در دنیا مطیع بوده و به او و پیامبرانش ایمان آورده و در پنهانی از او ترسیدند پاداش می دهد. و اما فرمایش او: پروردگارت هرگز فراموش نمی کند پروردگار ما هرگز فراموش نمیکند و غافل نمی شود بلکه او نگهدارنده داناست. عرب در لغت نسیان می گوید: فلانی ما را فراموش کرد یعنی برای آنها به خیر و خوبی فرمان نداده و آنها را به آن یاد نکرد. آیا آنچه را خداوند عزوجل فرموده فهمیدی؟ عرض کرد: آری عقده مرا گشودی. خداوند مشکلات تو را حل و آسان گرداند. و اما فرمایش او: روزی که روح و فرشتگان در یک صف می ایستند و سخن نمی گوید مگر کسی که خدای رحمان به او اجازه دهد و سخن حق و درست بگوید و فرمایش او: سوگند به خداوندی که پروردگار ماست ما مشرک نبودیم و فرمایش او: روز قیامت برخی از شما برخی دیگر را انکار می کنند و برخی از شما برخی دیگر را لعنت می کند و فرمایش او: این گفت و گوی آتشیان واقع شدنی است. و فرمایش او: در پیشگاه من ستیزه نکنید که از پیش به شما هشدار داده بودم و فرمایش او: امروز بر دهن های ایشان مهر می گذاریم و دستهایشان با ما سخن می گویند  و پاهایشان به آنچه انجام می داده اند گواهی دهد. پس تمام اینها در ایستگاه های متععدی در آن روز است که مقدار آن پنجاه هزار سال است. خداوند عزوجل همه مردمان را در آن روز در جایگاههایی جمع می کند، پراکنده می شوند و برخی با برخی سخن می گویند و بعضی برای بعضی استغفار می کنند اینها کسانی هستند که در دنیا اهل طاعت و بندگی بودند چه پیشوایان و چه پیروانشان، و اهل فسق و فجور و گناه که از آنها در دنیا بغض و کینه آشکار شد و بر ظلم و ستم و دشمنی یکدیگر را کمک کردند، آنجا از یکدیگر نفرت جسته و همدیگر را لعن می کنند. و مراد از کفر در آیه برائت جستن است نظیر آن در سوره جضرت ابراهیم علیه السلام از گفتار شیطان آمده: من از آنچه پیش از این در دنیا شریک خدا قرارداده اید کافر و بیزارم. و همچنین فرمایش حضرت ابراهیم علیه السلام: کفرنا بکم. یعنی از شما برائت می جوئیم، آنگاه در ایستگاههای دیگر می گریند که اگر این صداها برای مردم دنیا آشکار می گردید همگی از زندگی دست شسته و روی می گرداندند و دلهایشان پاره پاره می شد مگر آنهایی را که خدا می خواست. پس پیوسته آنها خون خواهند گریست. سپس در جایگاهی دیگر جمع می شوند و در آنجا از آنها می خواهند سخن بگویند. پس می گویند: سوگند به خداوندی که پروردگار ماست ما مشرک نبودیم. پس خداوند متعال بر دهانشان مهر می زند و از دست ها و پاهایشان و پوستشان می خواهد که سخن بگویند. درنتیجه به هر گناهی که از آنها واقع شده گواهی می دهند. بعد از آن مهر از زبانشان بر می دارد پس آنها به پوستشان می گویند: چرا بر علیه ما گواهی دادید؟ می گویند: خدایی که هر چیزی را به سخن درآورد ما را به سخن گفتن آورد. باز در جایگاهی دیگر گرد هم می آیند و از آنها می خواهند سخن بگویند پس برخی از آنها از برخی دیگر میگریزد و این همان فرمایش خدای عزوجل است: روزی که آدمی از برادرش و مادرش و پدرش و همسرش و پسرانش می گریزد پس از آنها درخواست سخن گفتن می شود. پس سخن نمی گوید مگر کسی که خدای رحمان به او اذن بدهد و سخن حق و درست بگوید:... تمام این جریانات قبل از حسابرسی است. پس وقتی زمان حساب فرارسد هرکس به کار خویش مشغول می شود که ما از خداوند برکت در آن روز را خواستاریم. آن مرد گفت: ای امیرمؤمنان عقده ام را گشودی خداوند مشکلات تو را حل نماید.

ادامه دارد...

افزودن دیدگاه

مطالب مرتبط با این نوشته

موردی یافت نشد.