هدایتی قطعی - بخش هفتم

...

اما فرمایش خدای عزوجل: در آن روز چهره هایی شادابند و به سوی پروردگار خود می نگرند و فرمایش او: چشمها او را درنمی یابند و اوست که چشمها را درمی یابد. و فرمایش او: بار دیگر او را نزد سدرة المنتهی مشاهده کرد و فرمایش او: در آن روز شفاعت سودی نبخشد مگر کسی را که خدای رحمان اذن بدهد و سخنش را پسند آید، آنچه را که آنان در پیش دارند و آنچه را که پشت سر گذاشته اند می داند و حال آنکه ایشان بدان دانشی ندارند.

اما فرمایش خدای عزوجل: در آن روز چهره هایی شادابند و به سوی پروردگار خود می نگرند این در جایی است که اولیاء خدای عزوجل بعد از فراغ از حساب به آن منتهی می شوند که آن رودی به نام حَیَوان چشمه زندگانی می باشد، پس در آن خود را می شویند و از آن می نوشند در نتیجه صورتشان می درخشد و هر چرک و کوفتگی از آنها ریخته می شود. آنگاه به ورود در بهشت فرمان می یابند پس در این مقام به پروردگارشان چشم می دوزند که چگونه به آنها پاداش می دهد و از آنجا به بهشت وارد می شوند. پس این همان فرمایش خدای عزوجل درباره سلام فرشتگان بر آنان است که می گویند: درود بر شما خوش آمدید داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید پس در این هنگام به ورود بهشت و چشم داشتن به وعده های پروردگارشان یقین پیدا می کنند پس این همان فرمایش اوست به سوی پروردگارشان نگاه می کنند که مراد از نگاه به او نگاه به ثواب و پاداش دادن اوست. و اما گفتار پروردگار: چشمها او را درک نمی کنند و او دیدگان را درک می کند، آنها همان طور است که فرموده دیدگان او را درک نمی کنند بلکه اوهام او را درنمی یابند و او دیدگان را درک می کند یعنی به آنها احاطه علمی دارد و او لطیف داناست و این مدحی است که پروردگار ما خود را مدح نموده است و حضرت موسی علیه السلام در حالیکه مدح و ثنای خداوند عزوجل بر زبانش جاری بوده از او درخواست کرد: پروردگارا خود را به من نشان بده تا به تو نگاه کنم. پس این کاری بس بزرگ بود و مورد تنبیه قرار گرفت و خداوند تبارک و تعالی فرمود: هرگز مرا نخواهی دید تا بمیری پس در آخرت مرا ببینی ولی اگر بخواهی در دنیا مرا ببینی به این کوه نگاه کن اگر در جای خود برقرار ماند پس مرا خواهی دید. پس خداوند عزوجل بعضی از آیات خودش را به آن آشکار ساخت و در آنجا تجلی یافت پس کوه پاره پاره شد و خاکستر گردید و موسی بیهوش افتاد آنگاه خداوند او را زنده کرد و او را برانگیخت. پس او گفت: منزهی تو. من به سوی تو توبه می کنم و من اول مؤمن هستم یعنی اول مؤمنی هستم که باور نمودم تو هرگز قابل رویت نیستی و اما فرمایش او که او را بار دیگر نزد سدرة المنتهی مشاهده کرد یعنی حضرت محمد صلی الله علیه و آله را دید چون هیچ مخلوقی از مخلوقات خدا از آن تجاوز ننمود به تحقیق از آیات بزرگ پروردگار خود را دید یعنی جبرئیل علیه السلام را در صورت و هیئت اصلی خودش دوبار مشاهده نمود، و این برای آن است که خلقت جبرئیل علیه السلام بزرگ است که او روحانیونی است که خلقتشان و اوصافشان را جز خدا که پروردگار جهانیان است کسی درک نمی کند و اما فرمایش او: در آن روز شفاعت سودی نبخشد مگر کسی را که خدای رحمان به او اذن بدهد و سخنش او را پسند آید آنچه را که آنان در پیش دارند و آنچه را که پشت سر گذاشته اند می داند و حال آنکه ایشان بدان دانشی ندارند مخلوقات هیچ احاطه علمی به خداوند ندارند چون خدای تبارک و تعالی در دیده دلهای آنها پرده گذارده پس هیچ فهمی به کیفیت او نمی رسد و هیچ دلی نمی تواند حدی بر او بگذارد پس ما او را نمی توانیم توصیف کنیم جز آنچه خودش توصیف کرده است، هیچ چیزی مانند او نیست و او شنوای داناست او اول و آخر و ظاهر و باطن و آفریننده و صورت بخش است که همه اشیاء را آفرید پس هیچ چیزی از اشیاء همانند او نیست. گفت: عقده ام را گشودی ای امیرمؤمنان خدا مشکلت را حل نماید و مزد زیاد به تو عطا فرماید.

ادامه دارد...

افزودن دیدگاه

مطالب مرتبط با این نوشته

موردی یافت نشد.