هلاکت و اعدام حسین بن منصور حلاج لعنه الله

هلاکت و اعدام حسین بن منصور حلاج لعنه الله

حسین بن منصور در سال ۲۴۴ هجری قمری در قریه طور از قرای بیضای فارس در خانواده ای جدید الاسلام و سنی مذهب دیده به جهان گشود و در دارالحفاظ شهر واسط به کسب علوم مقدماتی پرداخت و در ۱۲ سالگی حافظ قرآن کریم شده و سپس جهت درک مفاهیم قرآن به تُستر شوشتر رفت آن گاه دو سال در خدمت سهل بن عبدالله تستری درآمد و راه و رسم تصوف را از او فرا گرفت و خرقه پوشید.

در هجده سالگی عازم بغداد شد و از آنجا به سوی بصره رفت و با عمرو بن عثمان مکی همنشین شد و این مجالست هجده ماه به طول انجامید. در این ایام شطحیات حلاج آغاز شد از این رو عمرو از او رنجید و او را از خود راند. حلاج نیز رهسپار بغداد شد و در حلقه درس جنید وارد شد اما جنید او را به سکوت و خلوت نشینی فرا خواند.

مدتی بدین منوال – خلوت گزینی – گذراند اما تاب نیاورد و به قصد زیارت کعبه راهی حجاز شد.

مبانی عرفان و تصوف و احوال عارفان ،علی اصغر حلبی ،تهران ،انتشارات اساطیر، ص۳۰۲

یک سال مجاور بیت الحرام ماند و جز برای قضای حاجت از آن خارج نمی شد و از باد و باران و آفتاب گریزی نداشت. در این مدت غذایش در هر روز سه لقمه نان و اندکی آب بود.بر خلاف دستور پیامبر در ترک رهبانیت.

پس از مجاورت کعبه به بغداد بازگشت و دوباره به حلقه یاران جنید بغدادی پیوست اما به جهت دعوی “انا الحق” از جانب آنها طرد شد و رابطه خود را با صوفیه برید بعد از سفر سوم خود به حج، پدر زنش ابویعقوب و استادش عمروبن عثمان نیز از او بیزاری جستند.

جستجو در تصوف ایران.عبدالحسین زرین کوب.انتشارات امیرکبیر،ص۱۳۶

جنید نیز پس از ایجاد اختلاف و شنیدن سخنان حلاج به او گفت: تو در اسلام رخنه ای و شکافی افکنده ای که سر جدا شده از پیکرت می تواند آن را مسدود کند.

مصائب حلاج.لوئی ماسینیون ،ص۳۲۰

البته خود جنید هم از منحرفین بود!

 

از آن پس حلاج مسافرتهای فراوانی به هند ، خراسان، ماوراء النهر، ترکستان، چین و …. کرد و پیروان بسیاری را به دور خود جمع کرد. به طوری که مردم هندوستان او را “ابوالمُغیث” مردم چین و ترکستان ابوالمعین، مردم خراسان و فارس ابوعبدالله زاهد و مردم خوزستان او را شیخ حلاج اسرار خطاب می کردند.

تراژدی حلاج در متون کهن، قاسم میرآخوندی،انتشارات شفیعی،ص۲۳

توضیحات: مرحوم شیخ طبرسی در کتاب احتجاج روایت کرده که: توقیع از طرف حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف ظاهر شد بر دست جناب حسین بن روح که از جمله سفرای آن حضرت بود، به لعن جماعتی که یکی از آنان حسین بن منصور حلاج بود. احتجاج مرحوم طبرسی ج ۲ ص ۲۸۹

و مرحوم مقدس اردبیلی در کتاب حدیقه الشیعه می فرمایند: توقیعات آن حضرت که به خواص خود نوشته در کتب معتبره مذکور است از آن جمله توقیعی است که به لعن حسین بن منصور حلاج بیرون امده و نسخه ان در “قرب الاسناد” علی بن الحسین مسطور است. حدیقه الشیعه مرحوم مقدس اردبیلی ص ۷۳۷.

یکی از کسانی که فتوی به قتل وی داد و به خط مبارک خود نوشت که او واجب القتل است حسین بن روح وکیل و نماینده خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود و علمای بزرگ شیعه که معاصر حلاج بودند یعنی ابو سهل نوبختی و علی بن بابویه و مرحوم شیخ صدوق  و قطب راوندی رحمه الله علیهم چهار تن از پیشوایان شیعه حلاج را ساحر و ملعون و مطرود خدا و رسول و امام علیه السلام دانستند و فتوی به قتل حلاج دادند.

رجوع شود به کتاب عرفان و تصوف، تالیف مرحوم داوود الهامی.

شیخ طوسی رحمه الله می فرماید: حلاج ساحر بوده و به دروغ ادعای وکالت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را نموده است.

تحفه قدسی، ترجمه غیبت شیخ طوسی رحمه الله ص ۳۱۶.

شیخ صدوق رحمه الله مذهب حلاج را باطل دانسته و وی را تارک نماز می داند شیخ مفید و علامه حلی علیهما الرحمه نیز او را لعن نموده اند. حلاج در ادعاهایش می گفت که الله خدای آسمان است و من خدای زمین هستم. در آغاز نامه هایش چنین می نوشت: من الله الی فلان بن فلان. با رفتن به حج مخالف بوده و می گفته به جای رفتن به حج در اطراف من طواف نمایید.

تحفه الاخیار ص ۲۲۶ ـ ۲۲۷

می گفت من خدا  هستم و زیر عبای من جز خدا وجود ندارد. من بودم که قوم نوح را غرق کردم من بودم که قوم عاد و ثمود را هلاک و عذاب نمودم.

ریحانة الادب ج ۲ ص ۶۱

هنگام مرگ در بالای دار می گفت: ای خدا می بینم با من شوخی می کنی اما من عهد کرده ام که گرفتار شوخی های تو نشوم.

روضات الجنات ج ۳ ص ۴۶۱

حلاج همچنان در بسیاری از مسائل تصوف پیشرو و بنیان گذار به حساب می آید در موضوع دفاع از ابلیس هم از نخستین افراد به شمار می اید در مجموعه اشعار باقی مانده از او که به طواسین مشهور است تماما از ابلیس تمجید می کند و افعال و کردار او را ستایش می کند چنانچه می گوید در اسمان عابدی و موحدی مانند ابلیس وجود ندارد. او سجده نکردن ابلیس بر آدم را یک پیروزی بزرگ در آزمون الهی تلقی می نماید نه سریچی از فرمان الهی.

در نهایت در روز سه‌شنبه ۲۴ ذیقعده ۳۰۹ هجری، در کنار رود دجله ، در محلی به‌نام باب‌الطاق، حکم اعدام وی اجرا شد.

خطیب بغدادی، تاریخ بغدادی، ج۸، ص۷۰۵.

دسته بندی ماه نوشت: 

افزودن دیدگاه

مطالب مرتبط با این نوشته