وارد کردن سر مطهر امام حسین علیه السلام به شام و ...

وارد کردن سر مطهر امام حسین علیه السلام به شام و ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به شام وشروع جنگ صفین

1 – وارد کردن سر مطهر امام حسین علیه السلام به شام

(قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 341. الوقايع و الحوادث : ج صفر ص 5. مصباح كفعمى : ج 2 ص 596. تقويم المحسنين : ص 15 )

2 – ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به شام :

با رسيدن خبر نزديك شدن اسراى اهل بيت (عليهم السلام ) به دمشق ، يزيد دستوراتى صادر كرد:
1. تاجى جواهر نشان و تختى مرصع به سنگهاى قيمتى آماده كنند.
2. بزرگان هر صنف با كمك يكديگر شهر را در كمال زيبايى زينت نمايند.
3. تمام اهل شهر لباسهاى زينتى بپوشند و خود را بيارايند.
4. همگى در معابر رفت و آمد نموده ، به يكديگر تبريك بگويند.
5. پس از آمادگى كامل با طبل و شيپور به استقبال اسرا بروند.
6. جارچيان در شهر جار بزنند: سرهاى بريده و زنان و اطفال كسانى بر شهر وارد مى شوند كه به قصد براندازى حكومت عازم عراق بوده اند، ولى عامل خليفه يعنى ابن زياد آنها را كشته است . هر كس خليفه را دوست دارد امروز شادى نمايد.
شاميان پست نيز كوتاهى نكرده بر فراز بامها بيرقهاى رنگارنگ برافراشتند و در هر گذرى بساط شراب پهن كردند. نغمه آوازه خوانان بلند بود، و مردم دسته دسته به سوى دروازه كوفه در دمشق مى رفتند و عده اى از شهر خارج شده بودند. اين در حالى بود كه اهل بيت مصيبت زده و داغدار پيامبر (صلى الله عليه و آله ) را - كه جبرئيل امين پاسبان حريم محترمشان بود - همراه با نيزه داران تازيانه به دست و بى رحم وارد دروازه ساعات كردند. آن نابخردان پست همينكه جمع نورانى اسرار را ديدند زبان به جسارت گشودند. در آن شهر چه گذشت و با آن بزرگواران چه كردند قلم را يارى نوشتنش نيست . (الوقايع و الحوادث : ج 5 ص 6 - 30. از مدينه تا مدينه : ص 896 - 899. همچنين اقتباس از ناسخ التواريخ عوالم العلوم ، مهيج الاحزان ، رياض المصائب ، لهوف ، امالى صدوق ، الدمعة الساكبة )

3 -  شروع جنگ صفین :

پس از بى نتيجه ماندن نامه ها و موعظه هاى امير المؤ منين (عليه السلام ) به معاويه در ماه محرم ، در روز چهارشنبه اول صفر سال 38 ه‍ لشكر امير المؤ منين (عليه السلام ) در مقابل لشكر شام صف كشيدند. لشكر حضرت 90 هزار نفر و لشكر معاويه 85 هزار نفر بودند . (تتمه المنتهى : ص 23. )
لشكر كفر، آب را بر لشكر حضرت امير المؤ منين (عليه السلام ) بستند، ولى پس از گرفتن و باز نمودن آب توسط امام حسين (عليه السلام ) لشكر حضرت مانع از رسيدن آب به لشكر معاويه نشدند.
حضرت پس از شهادت تعدادى از اصحابشان يكباره با ده هزار نفر از طائفه ربيعه به لشكر معاويه حمله كردند و صفوف آنان را بر هم ريختند و تا قبه معاويه رسيدند و فرمودند: اى معاويه ، براى چه مردم را به كشتن مى دهى ؟ بيا با من مبارزه كن تا هر كدام از ما كشته شود خلافت از ديگرى باشد!
عمرو عاص به معاويه گفت : على با تو به انصاف سخن گفت . معاويه گفت : اما تو در اين مشورت انصاف ندادى ، چه اينكه هر كس به مصاف او بيرون رود به سلامت بازنگردد! از اينجا بود كه معاويه عمرو عاص را به اجبار به جنگ حضرت فرستاد حضرت همينكه او را شناخت شمشير را بلند كرد تا او را به درك بفرستد، ولى عمرو عاص حيله كرد و عورت خود را مكشوف ساخت . آن حضرت رو از آن بى حيا برگردانيد و آن خبيث فرار كرد.
سرانجام با حيله چند برگ از قرآن بر سر نيزه كردند، و ماجراى حكمين پيش آمد.

دسته بندی ماه نوشت: 
روز: 

افزودن دیدگاه

مطالب مرتبط با این نوشته