ولادت امیرالمومنین علیه السلام در خانه کعبه

اولين امام مؤمنين و خليفه الله بلافصل بعد از رسول الله خاتم النبيين صلى الله عليه و آله ، برادر، پسر عمو، وزير و داماد او سيد الوصيين امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام  در روز جمعه 13 رجب در بيت الله الحرام ، داخل كعبه معظمه به دنيا آمد، كه قبل و بعد از او مولودى در آنجا بدنيا نيامده و نخواهد آمد.

حاكم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین مى گويد: اخبار متواتر است در اينكه فاطمه بنت اسد عليها السلام  حضرت امير المؤ منين على بن ابى طالب عليه السلام  را در داخل كعبه به دنيا آورده است : ج 3 ص 483. احمد بن عبد الرحيم دهلوى مشهور به شاه ولى پدر عبد العزيز دهلوى كه كتاب التحفه الاينى عشريه را نوشته است  در كتاب ازالة الخفاء مى گويد: اخبار متواتر است در اينكه فاطمه بنت اسد عليها السلام  امير المؤ منين عليه السلام  را در داخل كعبه در روز جمعه 13 رجب 30 سال بعد از عام الفيل به دنيا آورده است ، وكسى قبل از آن حضرت و بعد از آن حضرت در آن مكان به دنيا نيامده است . الغدير: ج 6 ص 22. زاد المعاد: ص 21. كلمات بزرگان شيعه در اين باب زيادتر از آن است كه در اين مختصر ذكر شود.

به جلد 6 الغدير تحت عنوان ولادة امير المؤمنين عليه السلام فى الكعبة  مراجعه شود. مداركى از كتب اهل خلاف كه دلالت دارد ولادت امير المؤ منين عليه السلام  در داخل كعبه بوده است : كتاب الحسين عليه السلام : ج 1 ص 16. مروج الذهب : ج 2 ص 2. تذكريه خواص الامه : ص 7. الفصول المهمه : ص 14. السيره النبويه : ج 1 ص 150. مطالب السؤ ل : ص ‍ 11. محاضره الاءوائل : ص 120. نزهه المجالس : ج 2 ص 204. نور الابصار: ص 76. كفايه الطالب : ص ‍ 37.
اسم شريف ایشان على عليه السلام است . مشهور ترين القاب آن حضرت امير المؤمنين است و ابن شهر آشوب بيش از 850 لقب براى آن حضرت ذكر نموده است .

مناقب ابن شهر آشوب : ج 3 ص 321.

مشهور ترين كنيه هاى آن حضرت ابوالحسن عليه السلام  است . اضافه بر اسامى و القابى كه آن حضرت در كتابهاى مختلف آسمانى به زبانهاى مختلف دارند... چه اينكه آن حضرت نزد اهل آسمان معروف به شمساطيل است . در زمين جمحائيل ، در لوح قنسوم ، در قلم منصوم ، در عرش معين ، نزد رضوان امين است ، زند حور العين اصب است ، در صحف ابراهيم عليه السلام  حزبيل است ، در عبرانيه بلقياطيس ، در سريانيه شروحيل ، در تورات ايليا، در زبور اريا، در انجيل بريا، در صحف حجرعين ، در قرآن على است .

مناقب ابن شهر آشوب : ج 3 ص 319.

پدر والا مقام آن حضرت ، سيد بطحاء حضرت ابوطالب عليه السلام ، و مادر آن حضرت فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف ، بانوى حرم حضرت ابوطالب عليه السلام  است .
آن حضرت نه تنها مادر امير المؤ منين عليه السلام  بود، بلكه بعد از وفات عبد المطلب عليه السلام  - كه شش يا هشت سال از سن مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله  گذشته بود و آن حضرت به ابوطالب عليه السلام  سپرده شده بود - فاطمه بنت اسد عليها السلام  در حق پيامبر صلى الله عليه و آله  مادرى مى كرد و هميشه او را بر فرزندان خود مقدم مى داشت و همه روزه از آن حضرت علامات نبوت را مشاهده مى نمود و و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله  آن حضرت را مادر خطاب مى كرد.

منتخب التواريخ : ص 113.

همچنين بعد از رحلت حضرت خديجه كبرى عليها السلام ، پيامبر صلى الله عليه و آله  فاطمه الزهرا عليها السلام  را به فاطمه بنت اسد عليها السلام  سپردند. ايشان براى آن حضرت مادرى مى كرد و در دامان عزت خود آن مستوره دو جهان را با جان و دل سرپرستى مى كرد تا زمانى كه از دنيا رفت .

تلخيص از رياحين الشريعه : ج 3 ص 3، 4، 5، 6.

آن حضرت در سال چهارم هجرى در مدينه طيبه از دنيا رفت ، و در بقيع مدفون شد. هنگامى كه امير المؤ منين عليه السلام  خبر فوت فاطمه بنت اسد را به پيامبر صلى الله عليه و آله  دادند آن حضرت فرمودند او مادر من بود. بعد عمامه و لباسش را داد كه فاطمه عليها السلام  را به آنها كفن كنند و خود حضرت بر جنازه نماز خواند. بعد در قبر خوابيد و هنگام دفن او را تلقين فرمود و درباره او دعا كرد.

منتخب التواريخ : ص 113. اعلام الورى : ج 1 ص 306.

مكان ولادت امير المؤمنين عليه السلام  اشرف مکانها يعنى حرم است . اشرف اماكن حرم مسجد است ، و اشرف بقاع مسجد كعبه است . مولودى جز آن حضرت در آن مكان بدنيا نيامده است ، آن هم در سيد ايام روز جمعه ، در ماه حرام و در بيت الحرام !

مناقب ابن شهر آشوب : ج 2 ص 200.

امير المؤ منين عليه السلام  سه روز چشم مبارک را باز نكرد، تا اینکه ایشان را خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله  آوردند. آنجا بود كه چشم باز كرد. آن حضرت فرموداو مرا مخصوص به نظر خود قرار داد و من او را مخصوص به علم خويش قرار دادم .

مناقب ابن شهر آشوب : ج 2 ص 204 - 205.

سپس آن حضرت را در آغوش كشيد به منزل ابوطالب عليه السلام  آورد.

كشف الغمه : ج 1 ص 59.

هنگامى كه وجود شريف آن حضرت در بطن فاطمه بنت اسد عليها السلام  قرار گرفت در مكه زلزله شد، و قريش بتها را به كوه ابوقبيس آوردند، ولى زلزله بيشتر شد و بتهابه رو افتادند. آنان به ابوطالب عليه السلام  پناه بردند، و آن حضرت بالاى كوه آمد و فرمودمردم در اين شب اتفاق مهمى افتاده است . خداوند خلقى را آفريده كه اگر از او اطاعت نكنيد اقرار به ولايت او ننماييد و شهادت به امامت او ندهيد اين زلزله ساكن نمى شود. پس به اطاعت و ولايت و امامت او اقرار كنيد. سپس در حالى كه اشك مى ريخت دستان مبارك را بلند نمود و فرمودپروردگار من و آقاى من ، تو را مى خوانم به محمديت پسنديده و علويت بلند مرتبه و به فاطميت درخشنده و نورانى كه بر سرزمين تهامه به رحمت و مهربانى خويش لطف بفرمايى . ديگران آمين گفتند. دعا كه تمام شد زلزله پايان يافت . عربها در زمان جاهليت تاگرفتار مى شدند اين دعا را مى خواندند و گرفتارى برطرف مى شد.

شب جمعه سيزدهم رجب بانوى بزرگوار ابوطالب عليه السلام  احساس ‍ درد كرد، ولى با قرائت نامى مخصوص آرامش پيدا كرد. هنگامى كه جناب ابوطالب عليه السلام  خواست زنانى از قريش را براى كمك فاطمه بنت اسد عليها السلام  بياورد، از گوشه خانه ندايى رسيداى ابوطالب ، صبر كن چرا كه دست نجس نبايد ولى خدا را لمس كند.
صبح هنگام فاطمه بنت اسد عليها السلام  ندايى شنيداى فاطمه به خانه ما بيا. ابوطالب عليه السلام  و پيامبر صلى الله عليه و آله  آن حضرت را به مسجد الحرام آوردند. عباس بن عبد المطلب كه به همراه جماعتى در مسجد نشسته بودند، ديدند كه فاطمه عليها السلام  وارد مسجد الحرام شد و در مقابل كعبه ايستاد و نگاهى به سوى آسمان نمود و چنين فرمودپروردگارا، من به تو و به پيامبران و كتابهايى كه از جانب تو آمده اند ايمان دارم . من كلام جدم ابراهيم خليل را تصديق مى كنم و او بوده كه اين خانه را بنا كرد، و به حق فرزندى كه در شكم من است و با من سخن مى گويد و با گفتارش با من انس مى گيرد، و من يقين دارم كه يكى از آيات و نشانه هاى توست ، كه اين ولادت را بر من آسان فرمايى .

مناقب ابن شهر آشوب : ج 2 ص 198 - 199. امالى شيخ طوسى : ص 706. بحار الانوار: ج 35 ص ‍ 8 - 36. آفتاب كعبه : ص 45.

ناگهان حاضرين در مسجد الحرام ديدند كه ديوار پشت آن سمتى كه در كعبه است شكافته شد و فاطمه بنت اسد عليها السلام  داخل شد. هر چه كردند قفل در كعبه را باز كنند ممكن نشد، و دانستند كه حكمت خداوند در كار است .

اعلام الورى : ج 1 ص 306. ارشاد: ج 1 ص 5.

فاطمه بنت اسد عليها السلام  مى فرمايد: هنگامى كه داخل كعبه شدم ديدم حوا، ساره ، آسيه مادر موسى بن عمران و مريم مادر عيسى آمدند. آنان به من سلام كردندالسلام عليك يا وليه الله و در مقابلم نشستند.
آنچه در ولادت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله  انجام دادند در ولادت على بن ابى طالب عليه السلام  نيز انجام دادند، چه اينكه فاطمه بنت اسد عليها السلام  در هنگام ولادت پيامبر صلى الله عليه و آله  حضور داشت و به ابوطالب عليه السلام  ماجرا را خبر داد. حضرت ابو طالب عليه السلام  قبلا به او فرموده بود 30 سال صبر كن تا خدا مولودى به تو عنايت كند مثل خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله  مگر در نبوت كه وصى و وزير او خواهد شد.

بحار الانوار: ج 35 ص 6. روضه الواعظين : ج 1 ص 81.

روز جمعه على بن ابى طالب عليهم السلام  مانند خورشيد بر روى سنگ سرخ در گوشه راست كعبه طلوع فرمود. همين كه قدم بر زمين كعبه نهاد، به سجده افتاد و دستها را سوى آسمان بلند نمود و فرموداشهد ان لا اله الا الله ، و ان محمدا رسول الله و اشهد ان عليا ولى محمد رسول الله ، بمحمد يختم الله النبوه و بى يختم الوصيه و انا امير المؤ منين شهادت مى دهم كه خدايى جز الله نيست و محمد صلى الله عليه و آله  پيامبر خداوند است و على وصى محمد رسول الله صلى الله عليه و آله  است . به محمد نبوت ختم مى شود و به من وصايت كامل و تمام مى شود و منم امير المؤ منين .

مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 198.

سپس فرمودجاء الحق و زهق الباطل  حق آمد و باطل از بین رفت.
در اين هنگام كه وجود سرپا جودش پاى بر اين عرصه خاكى نهاده بود، بتهايى كه در كعبه بود به صورت به زمين افتادند و آسمانها نورانى شد. شيطان فرياد برآورد:
واى بر بتها و بت پرستان از اين فرزند!

آنگاه سلام بر زنان بهشتى نمود و حال آنان را پرسيد. بانوان بهشتى او را در آغوش گرفتند و حضرت با آنان تكلم فرمودند. هنگامى كه حضرت حوا عليها السلام  او را در آغوش گرفت ، آن حضرت فرمودسلام بر تواى مادر، حوا! حوا عليها السلام  پاسخ داد: سلام بر تو پسرم ! على بن ابى اطالب عليه السلام  از حال حضرت آدم پرسيد. حوا عليها السلام  پاسخ داد: غرق در نعمتهاى خداوند است و در جوار پروردگار متنعم است . در اين هنگام كه آن حضرت داخل كعبه بود ابوطالب عليه السلام  در كوچه و بازار صدا مى زد: بشارت باد شما را كه ولى خدا ظاهر شده است ، همان كسى كه وصايت به او تمام و كمال مى شود.

روضه الواعظين : ج 1 ص 79. مناقب : ج 2 ص 198. بحار الانوار: ج 35 ص 13.

بعد از رفتن زنان بهشتى ، پيامبران الهى حضرت آدم ، حضرت نوح ، حضرت ابراهيم ، حضرت موسى ، حضرت عيسى عليهم السلام  آمدند. امير المؤ منين عليه السلام  با ديدن آنان حركتى نمود و تبسم فرمود و آن بزرگواران بر حضرتش سلام كردندسلام بر تواى ولى خدا و خليفه پيامبر خدا.
حضرت در جواب فرمودعليكم السلام و رحمه الله و بركاته . و جداگانه بر هر يك سلام نمودند. آن بزرگواران يكى بعد از ديگرى او را در آغوش گرفتند و بوسيدند و زبان به مدح او گشودند و رفتند. سپس ملائكه آمدند و او را به آسمانها بردند، و باز آوردند و بردند و هر بار كلماتى مخصوص در فضايل و مناقب حضرت مى فرمودند.

على عليه السلام  وليد الكعبه : ص 32.

فاطمه بنت اسد عليها السلام  مى فرمايد: بار دوم در حالتى آن حضرت را آوردند كه او را در حرير سفيد بهشتى پيچيده بودند و به من گفتنداو را از چشم بينندگان حفظ كن كه ولى رب العالمين است . بدانكه وارد بهشت نمى شود مگر كسى كه ولايت او را بپذيرد و امامت و ولايت او را تصديق كند. خوشا به حال آن كه تابع اوست و واى بر كسى كه از او رويگردان شود. مثل او چون كشتى نوح است . هر كه به آن پيوست نجات مى يابد و هر كه از آن باز ماند غرق مى شود و سقوط مى كند. سپس در گوش او مطلبى گفتند كه من نفهميدم . بعد او را بوسيدند و برخاستند و بيرون رفتند و من ندانستم از كجا خارج شدند.

على عليه السلام  وليد الكعبه : ص 32.

فاطمه بنت اسد عليها السلام  بعد از سه روز كه مهمان الهى بود فرزند مبارك و محترم خود را در آغوش گرفته آماده خروج از كعبه شد كه هاتفى غيبى چنين ندا داداى فاطمه ، نام اين مولود را على بگذار، چرا كه من خداى على اعلى هستم . من نام او را از نام خود گرفته ام ، و او را ادب آموخته ام و امر خود را به او سپرده ام ، و او را بر غوامض علم خود آگاهى داده ام ، او در خانه من بدنيا آمده است . او اول كسى است كه بر فراز خانه من اذن مى گويد، و بتها را مى شكند، و آنها را از بالاى كعبه به صورت مى اندازد. خوشا بحال كسى كه او را دوست مى دارد و از او اطاعت مى كند و او را يارى مى نمايد. واى بر كسى كه بغض او را دارد و از او سرپيچى مى كند و او را خوار مى نمايد و حق او را انكار مى نمايد.

بحار الانوار: ج 35 ص 9 - 37.

در اين سه روز در هر محفلى سخن از ولادت اين مولود مبارك و استثنايى بود، بخصوص باز نشدن قفل در كعبه ، شكافته شدن ديوار كعبه در روز و ديدن آن توسط كفار، اين مطلب را به صورت يك مسئله عمومى در آورده بود.

صبح روز چهارم در مقابل ديدگان به انتظار نشسته ، ناگهان ديوار كعبه از مكان قبلى شكاف برداشت به حدى كه فاطمه بنت اسد عليه السلام  با فرزند عزيزش از آنجا خارج شدند. مردم همه نگاه مى كردند و قبل از سؤال كسى ، فاطمه بنت اسد عليها السلام  از بعضى وقايع داخل خانه خبر داد و از عظمت آن مولود و غذاهاى بهشتى و اينكه نام اين حضرت به نداى آسمانى على عليه السلام  است .
ابو طالب عليه السلام  و پيامبر صلى الله عليه و آله  پيش آمدند، و فاطمه بنت اسد عليها السلام  با مولود پيش آمد. حضرت مولى الموالى على عليه السلام  فرمودندالسلام عليك يا ابه و رحمه الله و بركاته . ابوطالب عليه السلام  فرمودو عليك السلام يا بنىّ و رحمه الله و بركاته ، و آن حضرت را در آغوش گرفت .

مناقب : ج 2 ص 198.

امير المؤمنين عليه السلام  چشمان مبارك به صورت پيامبر صلى الله عليه و آله  باز كرد و تبسم فرمود و خود را حركتى داد و فرمودالسلام عليك و رحمه الله و بركاته .
پيامبر صلى الله عليه و آله  پاسخ سلامش را داد و آن حضرت را در آغوش ‍ گرفت ، و بوسيد و دست در دست او گذاشت . آنگاه امير المؤمنين عليه السلام  دست راست بر گوش نهاد و اذان و اقامه فرمود و به يگانگى خداوند عزوجل و نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله  شهادت داد.

بحار الانوار: ج 35 ص 22. مناقب : ج 2 ص 198.

سپس از پيامبر صلى الله عليه و آله  براى قرائت كتب آسمانى اجازه خواست . بعد از آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله  اجازه فرمود، سينه را صاف كرد و آنچه در صحف حضرت آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى عليهم السلام  بود قرائت فرمود. سپس شروع به قرائت قرآن نمود كه هنوز نازل نشده بود. آن حضرت سوره مباركه مؤ منون را آغاز كردقد افلح المؤ منون .... سپس در حالتى كه آن حضرت در آغوش رسول الله صلى الله عليه و آله  بود به خانه ابوطالب عليه السلام  بازگشتند.

بحار الانوار: ج 35 ص 18. مناقب : ج 2 ص 172. كشف الغمه : ج 1 ص 59.

برای آگاهی بیشتر درباره ماجرای ولادت امیرالمومنین علیه السلام و مطالعه مختصر پیرامون این ماجرا، مراجعه بفرمایید به کتاب : گزارش لحظه به لحظه از ماجرای ولادت امیرالمومنین در کعبه، تالیف محد رضا انصاری، انتشارات دلیل ما.

 

دسته بندی ماه نوشت: 
روز: 

افزودن دیدگاه

مطالب مرتبط با این نوشته