رفتن به محتوای اصلی

در چنين روزى حضرت حوراء انسيه عذراء بتول ام ابيها حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام ) در سال پنجم بعثت در مكه مكرمه به دنيا آمد .  
كافى : ج 1 ص 381. اعلام الورى : ج 1 ص 290. تاريخ الائمه (عليهم السلام ): ص 6. كشف الغمه : ج 1 ص 449. فيض العلام : ص 273. العدد القويه : ص 219. مصباح كفعمى : ج 2 ص 597. مصباح المتهجد: ص 732. ص 66 - 67. رياحين الشريعه : ج 1 ص 59. بحارالانوار: ج 43 ص 10، 14، 17 - 19. مستدرك سفينه البحار: ج 2 ص 85.
داستان انعقاد نطفه حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام ) مراحلى دارد كه در زیر، خلاصه آن آورده مى شود:
1 - در شب معراج خداوند سيبى به پيامبر (صلى الله عليه و آله ) هديه داد كه از عظمت خلقت و بوى و رنگ و زيبايى آن ملائكه تعجب كردند. خداوند امر فرمود تا پيامبر (صلى الله عليه و آله ) آن را ميل كند. هنگامى كه آن سيب را شكافت ، نورى از آن درخشيد. جبرئيل گفت : بخور يارسول الله ، كه اين نور منصوره فاطمه ، دخترى است كه از صلب تو خارج مى شود .  در بعضى روايات است كه از رطب بهشتى هم خاتم الانبياء (صلى الله عليه و آله ) ميل فرمودند .

بحارالانوار: ج 42 ص 18. بيت الاحزان محدث قمى : ص 7. عوالم العلوم : ج فاطمه الزهراء (عليها السلام ): ج 1 ص 36 - 37.


2 -  در 10 شعبان سال چهارم جبرئيل (عليه السلام ) بر پيامبر (صلى الله عليه و آله ) در ابطح نازل شد و فرمان كناره گيرى از حضرت خديجه (عليها السلام ) را به مدت 40 روز - به عنوان مقدمه حمل حضرت زهرا (عليها السلام ) - ابلاغ فرمود .

قلائد النحور: ج شعبان ، ص 398.


با اينكه آن حضرت علاقه و افرى به حضرت خديجه (عليها السلام ) داشت و اين كار براى آن حضرت پر مشقت بود، ولى براى خديجه (عليها السلام ) پيغام داد كه مدتى به منزل نمى آيم و به منزل فاطمه بنت اسد (عليها السلام ) مى روم . شبها در را ببند و در بستر آسايش كن .
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) شبها به منزل فاطمه بنت اسد (صلى الله عليه و آله ) مى آمد. هر شب هنگام افطار، خرما و انگور و غذاى بهشتى مى آوردند. با آب بهشتى و حوله دست آن حضرت را شسته و تميز مى كردند. امير المؤ منين (عليه السلام ) حسب دستور پيامبر (صلى الله عليه و آله ) جلو در مى نشست كه كسى نيايد و در آن غذا با پيامبر (صلى الله عليه و آله ) شريك شود. در شب چهلم دستور رسيد به خانه خديجه (عليها السلام ) برو كه خداوند به خود سوگند خورده كه امشب از صلب تو ذريه پاك و طيبه اى بيافريند. حضرت از جا برخاسته و به منزل خديجه (عليها السلام ) آمدند.
حضرت خديجه (عليها السلام ) مى فرمايد: سوگند به آن كسى كه آسمان را برافراشته و آب را از زمين جوشانيده ، حضرت از من دور نشده بود كه سنگينى وجود فاطمه (عليها السلام ) را در خود احساس كردم  .

بحار الانوار: ج 16 ص 78 - 80.

هنگامى كه حضرت خديجه (عليها السلام ) دوران آبستنى خود را مى گذراند، حضرت فاطمه (عليها السلام ) از داخل شكم با مادر صحبت مى فرمود، و او را دلدارى مى داد و به صبر و پايدارى دعوت مى فرمود.
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) به خديجه (عليها السلام )فرمود:  جبرئيل به من بشارت داد كه اين مولود دختر است ، و او موجودى پاك و با بركت است ، خداوند متعال نسل و ذريه مرا از او قرار مى دهد، و از نسل او امامانى در امت قرار خواهد داد كه بعد از پايان يافتن وحى او، جانشينانش در روى زمين باشند.
هنگام ظاهر شدن آثار وضع حمل ، سراغ زنان قريش فرستادند، ولى كسى براى كمك نيامد، چه اينكه آنها راضى به ازدواج حضرت خديجه (عليها السلام ) با پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نبودند، و خديجه (عليها السلام ) از اين بر خورد آنها غمناك شد.
در همين حال چهار زن بلند بالا كه شبيه زنان بنى هاشم بودند بر او وارد شدند. يكى از آنان به او گفت :اى خديجه ، غمگين مباش كه ما فرستادگان پروردگار تو هستيم . ما خواهران توايم ، من ساره هستم ، و اين آسيه دختر مزاحم و همنشين تو در بهشت و اين مريم دختر عمران و اين صفوراء دختر شعيب است . خداوند ما را نزد تو فرستاده تا در كارهاى مربوط به زنان به تو كمك كنيم. يكى از آنان در سمت راست او، و ديگرى در سمت چپش ، و سومى پيش روى آن حضرت ، و چهارمى پشت سر او نشستند.


فاطمه (عليها السلام ) به دنيا آمد.


عليا مخدره خديجه (عليها السلام )، حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام ) را پاك و پاكيزه بر زمين نهاد. در اين هنگام نورى از وجودش درخشيد كه تمام خانه هاى مكه را روشن كرد، و اين نور در شرق و غرب درخشش نمود. بانويى كه پيش روى خديجه (عليها السلام ) بود، حضرت فاطمه (عليها السلام ) را برداشت و با آب كوثر شستشو داد، و پارچه سفيدى كه از شير سفيدتر و از مشك و عنبر خوشبوتر بود بيرون آورد. يكى را بر بدن او پيچيده و ديگرى را بر سرش انداخت و سپس از او خواست كه سخن بگويد.
حضرت فاطمه (عليها السلام ) لب به سخن گشود، و فرموداشهد ان لا اله الا الله ، و ان اءبى رسول الله سيد الانبياء و ان بعلى سيد الاوصياء و ان ولدى سيد الأسباط گواهى مى دهم كه جز الله خدايى نيست ، و پدرم فرستاده خدا و سرور پيامبران است ، و شوهرم سرور جانشينان و فرزندانم آقاى نودگان و اسباط هستند .
بعد بر يكايك آنان سلام كرده و هر كى را به اسم صدا زد. آنان بر چهره او تبسم كردند، و حور العين و بهشتيان يكديگر را به ولادت حضرت فاطمه (عليها السلام ) بشارت دادند. در آسمان نورى درخشان پديد آمد كه ملائكه تا آن روز چنان نورى را نديده بودند، و لذا نام حضرت را زهرا گذاشتند. بانويى كه پيش روى خديجه (عليها السلام ) نشسته بود، به خديجه (عليها السلام ) گفت او را پاك و پاكيزه و آراسته و با بركت در برگير، كه در نسل و ذريه اش بركت قرار داده شده است .
بحار الانوار: ج 16 ص 80.