– آغاز امامت امام زمان علیه السلام و آغاز غیبت صغرای آن حضرت، قتل عمر بن خطاب؛ درنگی در شخصیت ابولؤلؤ ، کشته شدن عمر سعد

1 – آغاز امامت امام زمان علیه السلام و آغاز غیبت صغرای آن حضرت .

الارشاد: ج 2 ص 336. كشف الغمه : ج 2 ص 402. مستجاد: ص 226. اقبال : ص 598. فيض العلام : ص 207. زاد المعاد: ص 334. كافى : ج 2 ص 561. مصباح كفعمى : ج 2 ص 596. بحار الانوار: ج 95 ص 355 - 356، ج 50 ص 334.

 

2 – قتل عمر بن خطاب

در آخر شب نهم ربيع الاول سال 23 ه‍ عمر بن الخطاب از دنيا رفته است.

مدينه المعاجز: ج 2 ص 97.
اين روز روز شادى اهل بيت (عليهم السلام ) و انبياء و ملائكه و ساكنان اعلى عليين و دوستان امير المؤ منين (عليه السلام ) و اولاد طاهرين ايشان است چرا كه در اين روز نفرين حضرت صديقه كبرى فاطمه زهرا (عليها السلام ) به اجابت رسيد.

زاد المعاد: ص 334. وقايع الايام : ج ربيع الاول و ربيع الثانى ، ص 59. مستدرك سفينه البحار: ج 4 ص 67.

روزى عظيم الشأن است و روز سرور شيعه و عيد بزرگ آنهاست . حضرت رسول (صلى الله عليه و آله ) اين روز را عيد قرار داده و امر كرده است كه مردم نيز عيد قرار دهند و اعمال آن را به جا آورند .

فيض العلام : ص 211.


كسى كه در اين روز انفاق كند، خداوند او را مى آمرزد. در اين روز اطعام برادران دينى و خوشبو كردن آنان و توسعه بر اهل و عيال و پوشيدن لباس ‍ جديد و شكر گزارى به درگاه خداوند متعال و عبادت نمودن مستحب است .

مصباح كفعمى : ج 2 ص 596. بحار الانوار: ج 95 ص 189. زاد المعاد: ص 334 - 344. بحار الانوار ج 95 ص 351 - 356 از زوائد الفوائد سيد ابن طاووس .
فضيلتها و اسمهايى براى اين روز ذكر شده كه از جمله آنهاست : عيد الله الاكبر، غدير ثانى ، عيد فطر دوم ، روز فرح شيعه ، عيد اهل بيت (عليهم السلام )، روز قتل منافق ، روز قبولى اعمال ، روز پيروزى مظلوم ، روز دوستى مؤ منين ، روز پرهيز از كبائر، روز نابودى ضلالت و گمراهى ، روز شكر گزارى .
ماجراى قتل عمر
عمر بن خطاب به دست ابولؤ لؤ كه نامش فيروز و غلام مغيره بن شعبه بود، چند ضربه خنجر خورده كه منجر به مرگ او شد.

مسار الشيعه : ص 23. توضيح المقاصد: ص 33. العدد القويه : ص 328. فيض العلام : ص 129. بحار الانوار: ج 95 ص 199.
بنابر مشهورهنگامى كه ابولؤ لؤ ضربه ها را بر عمر زد و خواست فرار كند، عده اى مانع شدند، و 12 نفر را مجروح كرد كه شش نفر از آنها مردند .

زاد المعاد: ص 34 و بحار الانوار: ج 95 ص 200
ماجرا از اين قرار بود كه قبل از تكبير نماز ابولؤ لؤ جلو آمد، و ضربه بر كتف و ضربه اى ديگر بر خاصره عمر زد. عمر افتاد، و عده اى جمع شدند و او را به خانه اش بردند. نزديك بود خورشيد طلوع كند كه نماز را عبد الرحمن بن عوف با مردم خواند.
عمر در بستر مرگ
هنگامى كه عمر را به خانه بردند مقدارى نبيذ آوردند و او خورد ولى از قسمتهاى ضربت خورده خارج شد و معلوم نشد از كجا خارج شده زير با خون هم رنگ بود. لذا عده اى گفتند: خليفه شير بخورد زيرا سفيد است و معلوم مى شود. شير را خورد و از محل ضربه ها خارج شد. حاضرين براى دل گرمى گفتند: ((مانعى ندارد، ضررى نمى زند))! اما ضربه هاى جناب ابولؤ لؤ كارگر شد و به خليفه سابق ملحق شد. در روز سوم در جنب ابوبكر دفن شد .

تاريخ الخلفاء: ص 133 - 134.
عمر مدت ده سال و شش ماه و چهار شب خلافت كرد. او اولين كسى بود كه نام خود را امير المؤ منين گذاشت .

تتمه المنتهى : ص 11.


پیرامون شخصت ابولولو صحبتهای بسیاری شده و عده ای او را کافر و مجوسی و آتش پرست و غیره می دانند و چهره او در تاریخ چنان سیاه نمایی شده که عده زیادی از خود شیعیان نیز معتقدند که او نه به هدف عقیدتی بلکه به هدف شخصی، خلیفه را به قتل رسانده.

آیا این سخنان صحیح است یا نه ؟

ما در اینجا بدنبال آن نیستیم که پیرامون شخصیت و اسلام او سخن بگوییم اما برای شناخت بیشتر و صحیح تر از ایشان باید به چند نکته اشاره کنیم :

اولا : روش و سیره تاریخ نگاران مکتب خلفا نشان داده که آنان با هرکسی که به خلفا کوچکترین بی احترامی­ای کند، به شدت برخورد کرده اند و او را از عدالت و اسلام و ایمان ساقط کرده اند، حتی اگر آن شخص عالمی از خود علمای اهل سنت هم باشد!

حال نسبت به کسی با دست خود، بزرگترین خلیفه را به قتل رسانده چه انتظاری می رود؟

آیا باید انتظار داشت که او را مسلمانی شریف و وارسته معرفی کنند یا کافر و مجوسی و آتش پرست ؟؟

ثانیا : اگر ابولولو آتش پرست بوده، در داخل مسجد چه می کرده؟ مگر ورود کفار، خصوصا کفار غیر اهل کتاب به مسجد حرام و ممنوع نیست ؟

ثالثا : در تاریخ مشهور است که عمر اجازه نمی داد در صف اول نماز پشت سرش، کسی غیر از اصحاب پیامبر بایستد و اگر کسی غیر از اصحاب را در صف اول نماز می دید با شلاق او را به عقب می راند، حال چگونه است که این ابولولوی مجوس آتش پرست در صف اول نماز ایستاده و کسی او را به عقب نرانده؟؟

این مطلب خود نشان دهنده این است که ابولولو علاوه بر اینکه مسلمان بوده بلکه دارای شخصیت والایی هم بوده که اجازه داشته کنار اصحاب پیامبر در صف اول بایستد!

برای مطالعه بیشتر پیرامون این مطلب مراجعه کنید به :

الصحابه بین العدالة و العصمة / آیت الله محمد سند بحرینی

بازخوانی اندیشه تقریب / مصطفی اسکندری

 

3 - عمر بن سعد فرمانده ظالم لشكر يزيد در اين روز به دست مختار ثقفى (رحمه الله ) به درك واصل شد .

زاد المعاد: ص 344.

دسته بندی ماه نوشت: 
روز: 

افزودن دیدگاه

مطالب مرتبط با این نوشته