گفت خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيده عرض كردم مردم خيلى از كارهاى شگفت انگيز شما صحبت ميكنند اگر يكى از آنها را به من هم نشان دهى آن را تعريف ميكنم فرمود چه ميخواهى؟ عرض كردم پدر و مادرم را برايم زنده كنى.
کسى كه من را زيارت كند در حالى كه خانه‏ ام دور و مزارم بعيد است من روز قيامت در سه موطن به نزدش آمده
شنيدم از امام رضا عليه السّلام كه مى‏ فرمودند: هر امامى در گردن دوستان و شيعيانش عهدى دارد
ابو عبد اللَّه بغدادى از شخصى نقل كرد كه گفت مهمانى براى حضرت رضا عليه السّلام آمد آن جناب با او نشسته بود و صحبت ميكردند شب بود چراغ كم نور شد مهمان دست دراز كرد تا درستش كند ولى حضرت رضا عليه السّلام مانع شد و خود مشغول اصلاح چراغ گرديدتا درست شد آنگاه
از حضرت رضا عليه السّلام شنيدم ميفرمود: بخدا قسم هيچ يك از ما ائمّه نيست مگر آنكه بقتل ميرسد و شهيد ميگردد، از او سؤال شد: چه كسى شما را به قتل مي رساند اى فرزند رسول خدا؟...